نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

               من اگر جای تو بودم

من اگر جای تو بودم عشقو باور نمی کردم       

با چنین دیوانه ای چون من عاشقانه سر نمی کردم

من اگر جای تو بودم سنگ بودم در مصاف سنگ

روبروی این همه نیرنگ می شدم آیینه صد رنگ

من دلم می سوزد ای همدل ، من دلم می گیرد ای همراه

درد تو بر شانه ی من کوه ، با تو اما بی اثر چون کاه

صبر تو صبر بزرگ کوه ، عشق تو بی حد و اندازه

زخم هایت کهنه و کاری ، هر کلامت مرهمی تازه

هر که باشد با تو بد کرد ، شد همان آتش که بر پا کرد

هر که شد پاییز ، باغش سوخت ، پیش تو اما بهار آورد

من اگر جای تو بودم ، جای دل خنجر به دستم بود

می شکستم هم چنان شیشه ، هر کسی سنگ شکستم بود.

ترانه سرا : اردلان سرفراز

خواننده : شهرام صولتی

رفراندوم محبوب ترین چهره های موزیک ایران در سال 1354

توضیح از مدیر وبلاگ:

در این شماره برای نخستین بار بر روی اینترنت  رفراندوم محبوب ترین خوانندگان ، ترانه سرایان و آهنگسازان و بهترین ترانه های سال 1354 شمسی را منتشر می کنم. تا پیش از اینها  ،  رفراندوم موسیقی در سال های 51 و 56 بر روی اینترنت قرار گرفته بودند که این دو نیز توسط سایتهای طرفدار خانم گوگوش ارائه شده بودند.

به اعتقاد خود من این سند مکتوب در ادامه روشنگریها در زمینه سال دقیق انتشار ترانه ها می تواند بسیار کارساز باشد. چرا که در این سند،  از ترانه های منتشر شده در سال 1354 نمونه های بسیاری ذکر گردیده و این سند می تواند مدرک مستدلی برای پژوهشگران و هم چنین عاشقان حقیقی ترانه و موسیقی باشد.

در بین ترانه های منتشره در سال 54 از این سند ، اشاراتی نیز به بعضی از ترانه هایی که توسط ترانه سرایان نوین سروده شده اند آمده که خود می تواند نوری در جهت زدودن تاریکی باشد.

پیش از این ها در مطلبی جامع در باب سال انتشار حقیقی  ترانه های اردلان سرفراز مقاله ای را منتشر کردم که گویا حسابی باعث آزرده گی خاطر شاعر نیز شدو نویسنده مطلب را با جملاتی جالب  در ایمیلی به یکی از دوستان مورد توصیف قرار دادند. در این سند به طور مکتوب می توانید حداقل نام سه ترانه اردلان سرفراز را به شکل عینی مشاهده فرماییدتا حقیقت ماجرا برایتان روشن گردد.

جالب است که بهترین ترانه سال 1354 از نظر مردم در رفراندوم مجله جوانان ترانه مستی با صدای هایده و با شعری از اردلان سرفراز و با آهنگی از فریدون خوشنود عنوان گردیده.اگر فرصت نمودید خالی از لطف نخواهد بود که  نظری به سال نوشته شده در پانویس ترانه مستی در کتاب از ریشه تا همیشه اردلان سرفراز بیاندازید.

 

هفته نامه جوانان امروز دوشنبه 20 اریبهشت 1355  شماره 294 سال دهم

ستار 

مجله جوانان نتایج نظرخواهی و رفراندوم سال 1354 را اعلام می دارد:

دهها هزار نفر از هم وطنان ما با پر کردن کوپن آرا و ارسال آن در بزرگترین نظرخواهی سال شرکت جستند.

اسامی محبوب ترین چهره های موزیک ایران در رفراندوم جوانان

ستار و نوش آفرین برای نخستین بار با درخشش کم نظیری در صدر لیست محبوبین قرار گرفتند.

عارف و عقیلی ، گوگوش و هایده نیز در لیست خوانندگان با سابقه در مقام اول قرار گرفتند.

مجله جوانان با کمال مسرت و خوشحالی و طبق سنت همه ساله ، نتایج رای گیری و نظرخواهی عظیم هنری خود را برای تعیین محبوب ترین چهره های سال ، از این هفته آغاز می کند و در نخستین قسمت محبوب ترین چهره های موزیک سال 1354 را طبق آرای رسیده که از دویست هزار می گذرد برای آگاهی عموم منتشر می نماید . شرکت بیش از دویست هزار رای دهنده در این رفراندوم و نظرخواهی ، نمایشگر ایمان و اعتقادی است که جوانان و خوانندگان عزیز ما به رفراندوم های ما دارند. باید توجه داشت که این رقم ،کاملا حقیقی است و ما مثل خیلی ها در کنار آرای رسیده چند صفر اضافه نمی کنیم چون به آرای خوانندگان جوان خود احترام گذاشته و احتیاجی به این گونه تظاهرات نداریم.

همان طور که می دانید تعیین محبوب ترین چهره های هنری ، هر سال بوسیله مجلات پر تیراژ جهانی انجام می گیرد و در کشور ما نیز درست 8 سال تمام است که مجله جوانان این وظیفه را به عهده گرفته و با حوصله و دقت و امانت این وظیفه را به انجام می رساند و بی دلیل نیست که بعد از انتشار نتایج هر قسمت حتی دستمزدها و نوع قراردادها تغییرات فاحشی می کند چون همه منابع هنری به صحت و امانت ما در اخذ آرا ایمان و اعتقاد دارند و عجیب این که نتایج نظرخواهی مجله ما اغلب در فستیوال ها و جشنواره ها تایید می شود .

البته توجه داشته باشید که این رای گیری برای انتخاب محبوب ترین است نه بهترین. چه بسا هنرمندانی که بهترین باشند ولی در لیست محبوب ها در مقام پایینی قرار بگیرند. حالا این نتایج اولین قسمت از رفراندوم عظیم مجله جوانان درباره برگزیدگان موزیک ایران و خارج که بر اثر تلاش بیش از 200 کارآموز پرتلاش کلاس خبرنگاری مجله جوانان طی سه ماه بدست آمده است.

محبوب ترین خواننده جوان مرد( موزیک پاپ ) :

1-     ستار                    54824رای

۲-  مرتضی     43285 رای

3-   افشین مقدم   24576 رای

4-   ابی               22143 رای

5-     شاهرخ  رای   21782          

وفا ، شهرام (شب پره) ، حمید (شب خیز) ، افشین شاد ، سپهر ، فریدون فروغی، کورش یغمایی ، مازیار و مارتیک هر کدام تعداد قابل ملاحظه ای رای آورده اند .

امسال در موزیک ایرانی ، جوانها هیاهویی به راه انداخته و میدان را پر کرده اند. برخلاف سالهای گذشته ، امسال ما شاهد درخشش چهره های مستعد ، خوش صدا و محبوبی بودیم که همگی در دوران پر شور جوانی به سر می برند.

ستار که در سال 1353 ، در ابتدای راه با عارف رقابت پرشوری داشت امسال در میان چهره های جوان درخشش کم نظیری دارد و با سربلندی  بر صدر لیست محبوبین نشسته است. به دنبال ستار ، چهره های موفق و درخشان دیگری هم قرار دارند که از جمله مرتضی است که به قول دست اندرکاران موزیک هنوز برای پیروزی وقت کافی دارد و مسلم بدانید در سال 1355 مرتضی گام های بزرگتری برخواهد داشت.

در میان چهره های جوان ، افشین مقدم با آهنگهای زمستون و مسافر ، شاهرخ با غریبه ، من غریب و تو غریب همه سدها را شکستند و ابی در سکوتی آرام آرام پیش می رود. مازیار و حمید شب خیز دو تازه نفس مستعد زنگ خطر را به صدا در آوردند.

محبوب ترین خواننده زن جوان موزیک پاپ

1-      نوش آفرین       47456 رای

2-      لیلا فروهر      31424   رای

3-      بتی              31278 رای

4-      اکی بنایی       22665 رای

شهره ، دینامیک ، ژاکلین ، نلی تعدادی رای آورده اند.در میان چهره های جوان موزیک پاپ ما امسال شاهد شگفتی های زیادی هستیم. در صدر این لیست نوش آفرین را می بینیم که همراه رقیب خوش صدای خود نبرد دارد. نوش آفرین که با حمایت فریدون  خشنود و آهنگهای ضربتی و چهره زیبا توانست موزیک جوانها را تسخیر کند مسلما در سال تازه با رقابت زیادی روبرو خواهد بود چون حفظ این موقعیت ممتاز ، کار سخت حساسی است.

بعد از نوش آفرین،  لیلا فروهر شیطون و خوش ادا را داریم که در سال 54 با سرمایه گذاری دور از انتظار ، یک بغل آهنگ در میدان مبارزه درخشید. بتی با صدای گرم و دلنشین و آهنگهای انتخابی شوهرش سعید دبیری ، خیلی آرام ولی حساب شده پیش می رود و همه معتقدند که بتی موقعیت استواری خواهد یافت. اکی بنایی نیز یک چهره تازه نفس و غیرمعمولی است که با حرکات جالب و تازه خود همه نظرها را جلب کرده است.

محبوب ترین خواننده با سابقه مرد موزیک پاپ

1-      عارف              52267 رای

2-      ویگن                31692 رای

3-      منوچهر سخایی     28216 رای

4-      شماعی زاده        17655  رای

5-      فریدون فرخزاد    17162 رای

6-      امیر رسایی        15233 رای

عباس مهرپویا، ضیاء ، سلی ، فرامرز پارسی ، فریدون فرهی  تعدادی رای آورده اند. عارف امسال نیز بزرگترین پیروزی را در موزیک ایرانی بدست آورده چون درست 8 سال پیاپی در رفراندوم هنری مجله جوانان توانسته مقام نخست را بدست آورد و البته شانس بزرگ عارف ، جداشدن تازه نفسها از باسابقه هاست که رقیب خطرناک او ستار و مرتضی در جدول دیگری جا خوش کرده اند . ویگن بعد از سالها ناگهان با سفرهای خود به وطن توانسته در میان خوانندگان باسابقه پیروزی بزرگی بدست آورد و خاطره رقابت پرشور خودرا با عارف در سالهای گذشته تجدید کند.

محبوب ترین خواننده با سابقه زن موزیک پاپ

1-      گوگوش           47416 رای

2-      رامش             41997 رای

3-      عهدیه             31665 رای

4-      گیتی              29221 رای

5-      سیمین غانم       18676 رای

6-      فیروزه           16155  رای  

پوران و فرشته نیز تعدادی رای آورده اند. گوگوش هم امسال 8 سال پیاپی است که در میان خوانندگان زن باسابقه مقام نخست را بدست می آورد و البته باید این پیروزی او را به حساب شانس گذاشت چون جدا شدن جدول با سابقه ها از جوان ها یعنی دو خطر بزرگ نوش آفرین و لیلا فروهر را از او دور ساخته است. رامش و عهدیه و گیتی هم چنان مقام خود را حفظ نموده اند و این پیروزی به جای گیتی که در سال گذشته کم کار و بی سرو صدا بود به هر حال مغتنم است.

رفراندوم موسیقی در سال 54

محبوب ترین خواننده مرد«موزیک اصیل ایرانی»

1-      هوشمند عقیلی        36621 رای

2-      گلپا                    33614 رای

3-      ایرج                  22455 رای

4-      جمال وفایی          21677 رای

5-      کورس سرهنگ زاده 18912 رای

6-      عبدالوهاب شهیدی 16167 رای

محمودی خوانساری ،حسن شجاعی ، نادر گلچین،  ناصر مسعودی ، شجریان بیش از ده هزار رای آورده اند.

هوشمند عقیلی درست امسال دومین پیروزی بزرگ زندگی خود را در موزیک بدست می آورد چون سال گذشته نیز عقیلی با آرا خیره کننده در صدر لیست خوانندگان موزیک اصیل قرار داشت.در این میان گلپا و ایرج دو غول موزیک اصیل مقام عقیلی را تهدید نموده اندو مسلما اگر دوستداران عقیلی کمتر جنبیده بودند نتیجه غیر از این بود.

رفراندوم موسیقی در سال 54

محبوب ترین خواننده زن « موزیک اصیل ایرانی»

1-      هایده              36477 رای

2-      حمیرا             31654 رای

3-      مهستی            28178 رای

4-      نسرین            27296 رای

5-      سیما بینا          21789 رای

6-      مرضیه           18966 رای

زیبا ، دلکش، پروا، ژاله و سوسن نیز حدود ده هزار رای آورده اند. امسال در لیست خوانندگان زن موزیک اصیل یک دگرگونی بزرگ رخ داده است . ناگهان هایده و حمیرا رقابت سختی را با مهستی برگزیده سالهای گذشته را آغاز نموده و بالاخره هم او را با آرا قابل توجه کنار زده و صدرنشین شده اند البته مهستی به خاطر سفرهای پیاپی به اروپا و امریکا ، سکوت و ظاهر نشدن در تلویزیون موقعیت خود را به خطر انداخت . در میان این سه باسابقه درخشش نسرین تازه نفس چشمگیرست و دست اندرکاران عقیده دارند سال آینده ، سال نسرین و پیروزی های بزرگ اوست.

محبوب ترین آهنگساز ایرانی

1-      جهانبخش پازوکی         37562 رای

2-      فریدون خوشنود           36164 رای

3-      بابک بیات                 31255 رای

4-      ناصرچشم آذر            26771  رای

5-      انوشیروان روحانی      24166 رای

6-      حسن شماعی زاده       23241 رای

منصور ایران نژاد،  امیر آرام، منوچهر چشم آذر ، سیاوش قمیشی ، محمد شمس، تورج (شعبانخانی)،  بابک افشار و واروژان بیش از ده هزار رای آورده اند.

جهان بخش پازوکی آهنگساز معروف با آثار مردم پسند و دل نشین خود امسال نیز توانست پیروزی سالهای گذشته خود را تجدید کند. پازوکی با این که همکاری خود را در سال گذشته بیشتر با جوان ها گسترش داد ولی ثابت نمود که هنوز بر قلب ها حکومت دارد. نام فریدون خوشنود تازه نفس جوان برای همه در این لیست شگفت انگیز ست چون خوشنود در حقیقت طی یک سال رکوردی بزرگ بر جای نهاد و نه تنها نوش آفرین را با دست پر به میدان فرستاد بلکه همکاری او با هایده ، نسرین، مهستی ، مرتضی ، نیز پرثمر بود و مسلما این چهره درخشان خشنود ، سالهای پربار و پر موفقیت را به دنبال خواهد داشت خصوصا این که او غولهای با سابقه را نیز کنار زده است. بابک بیات باز هم چون گذشته بی سر و صدا خود را تجدید نموده ولی ناصر چشم آذر به موفقیتی خوب دست یافته و ضمنا انوشیروان روحانی و شماعی زاده هم چون گذشته آرای فراوانی را یدک می کشند.

محبوب ترین ترانه سرای ایرانی

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

هنر و انقلاب

پرده اول

در 29 سالگرد انقلاب ایران نقبی به آن روزها می زنیم تا با مرور فضای سال 57 از هنرمندان نامی خود خبردار گردیم.

مطمئنا برای بسیارانی تاریخ دقیق خروج هنرمندان از کشور پرسش ساز شده لذا در این رابطه سندی تاریخی را به حضورتان پیش کش می کنم.

هفته نامه جوانان دوشنبه 13 شهریور 1357 شماره 613

9 تن از خوانندگان معروف ایرانی در آمریکا هستند.

شایع است به دنبال بسیاری از خوانندگان که قبلا به امریکا سفر نموده و در آنجا ماندگار شده اند عده زیادی هم با استفاده از تعطیلات ماه مبارک رمضان به سفر امریکا دست زدند و در حال حاضر در نیویورک ، به خصوص کالیفرنیا و لوس آنجلس عده کثیری از خوانندگان ایرانی را می توان دید . ژاکلین ، هوشمندعقیلی ، امیر رسائی و ابی از جمله خوانندگانی بودند که چندی پیش راهی امریکا شدند و در همان جا ماندگار گردیدند. اطلاع یافتیم هفته گذشته ستار،شهره ، شهرام شب پره وافشین هم به امریکا رفتند . با توجه به سفر مهستی و داریوش در حال حاضر حدود نه تن از معروفترین خوانندگان ایرانی در امریکا به سر می برند . این عده علاوه بر تفریح و استراحت در کاباره های ایرانی آن دیار هم برنامه اجرا خواهند کرد و به عبارتی بایک تیر دو نشان خواهند زد.

شنیدیم ستار علاوه بر تفریح و استراحت و اجرای برنامه ، برادرزاده اش را هم همراه خود برده تا در آنجا به معالجه او بپردازد. به هر حال گفته می شود این روزها مشاهده خوانندگان ایرانی در خیابانهای نیویورک و لوس آنجلس کالیفرنیا مورد بحث ایرانیان مقیم آمریکا می باشد و همه از یکدیگر می پرسند چه شده که خوانندگان ایرانی به طرف آمریکا سرازیر شده اند آیا به خاطر استراحت و تفریح و اجرای برنامه می باشد یا چشم هم چشمی.

خروج خوانندگان از کشور

توضیح از مدیر وبلاگ:

البته نویسنده مطلب ای کاش دلیل واقعی را عنوان می نمود. دلیل اصلی همانا زبانه زدن شعله های انقلاب از جمله انفجار سینما رکس آبادان و آتش زدن سینماها درتهران نظیر سینما آتلانتیک و دیگر مراکز هنری پایتخت بود.به هر روی پس از ابی و امیر رسائی که در اواخر سال 56 از کشور خارج شدند دیگر هنرمندان هم در شهریور ماه تن به هجرت سپردند. هایده و مهستی در تاریخ 7 شهریور57 راهی لندن شدند. شهرام شب پره و شهره و ستار به همراه گوگوش از کشور خارج شدند. اگر چه گوگوش چند ماهی را نیز در نیویورک مانده بود و پس از یک سفر کوتاه مجددا به همراه دیگر دوستان به نیویورک مهاجرت نمود. ایشان در تابستان 1358 به طرز غیر منتظره ای وارد کشور شدند.از دیگر خوانندگان سیاوش قمیشی و حسن شماعی زاده هم در این سال از کشور خارج شدند. عارف در سال 58 ، حمیرا و مرتضی در سال 1360 از کشور خارج شدند.

 

پرده دوم: ماجرای گوگوش ، بهروز وثوقی و اشرف

ماجرای بهروز وثوقی و اشرف و گوگوش

توضیح از مدیر وبلاگ:

پس از انقلاب، نشریات هنری که تا دیروز جیب خود را با گذاشتن عکس روی جلد از چهره هایی چون گوگوش و لیلا فروهر پر می کردند به یک باره تغییر رویه دادند و دست به افشاگری زدند. از شاخص ترین این چهره ها می توان به اسکندر دلدم اشاره کرد که خود از نویسندگان هفته نامه اطلاعات هفتگی در پیش از انقلاب بود و مطالب هنری مربوط به این مجله را گردآوری می نمود. در واقع ایشان همان کسی بود که تمامی شایعاتی که در مجلات هنری سابق درباره هنرمندان  منتشر می شد را ارائه می نمود.بد نیست به آن فضا برویم و تاریخ را برای چند لحظه ای با هم ورق بزنیم .

مجله هفتگی گزارش روز،  پنج شنبه24 اسفند 1357 شماره دوم

به خاطر بهروز وثوقی و به دستور اشرف مرا توقیف کردند.

در ماجرای مربع عاشقانه اشرف ، خواهر سابق شاه ، بهروز وثوقی آرتیست فیلم های فارسی ، گوگوش خواننده و هنرپیشه پول ساز و شهرام پهلوی نیا نوه رضاخان قلدر آنقدرمسائل حاد وجالب توجه وجود دارد که خود می تواند سوژه یک فیلم دراماتیک و پرزدو خورد باشد. بهتر است ماجرا چنین مطرح شود که اشرف با توجه به خصوصیاتی که داشت از مردهای نیم ورزشکار و خوش تیپ خوشش می آمد وبه همین دلیل مدتها با بهروز وثوقی دوست بودو از او حمایت می کرد . شهرام نیز از همان زمان که گوگوش در کاباره میامی آواز می خواند و همسری به نام محمودقربانی داشت از او خوشش می آمد و دوستی محکمی با این خواننده داشت و این دوستی پس از جدایی این زن و شوهر دوام بیشتری پیدا کرد. بعداز مدتی دیداری میان بهروز و گوگوش دست داد و با حیله های یک زن خواننده آن دو با یکدیگر پیوند زنا شویی بستند اما اشرف و پسرش به این زودی نمی خواستند از عشقهای گذشته خود دل بکنند از این به بعد بود که ماجرای مربع عاشقانه یی بوجود آمد که در سرنوشت سینمای فارسی و رادیو تلویزیون و نیز مسائل هنری در وزارت فرهنگ و هنر تاثیر به سزایی گذاشت. آنچه در این شماره می خوانید یکی از حوادثی است که در این مربع عاشقانه گذشته است که برای اولین بار در مطبوعات عنوان می گردد.

زن شش میلیونی

گوگوش

اوایل سال 1352 بود. مدتی بود که گوگوش از محمود قربانی طلاق گرفته و تازه افشا شده بود که او به خاطر شوهر سابقش مقدار زادی چک به دست محمدکریم ارباب که در آن زمان صاحب چند کاباره و سینما بود و ضمنا گه گاه نیز فیلم تهیه می کرد و به حاج عبدالرحیم درخشان داده و آنها این چکها را نقد کرده و پولش را به محمودقربانی داده اند و حال که این زن و شوهر از یکدیگر جدا  شده بودند درخشان که کاباره میامی را هم خریده بود چکهایش را اجرا گذاشته و پولش را می خواست. در آن زمان گوگوش خواننده مشهور چند کاباره بود و اولین زنی بود که بابت دستمزد اجرای برنامه در کاباره ده هزار تومان پول می گرفت ، ضمنا هر شب به مجالس عروسی دعوت می شد و  از این بابت دوازده هزار تومان می گرفت و فقط شبی دو هزار تومان به اعضای ارکسترش دستمزد می داد و سرانگشتی بدون حساب دستمزد او برای شرکت در فیلم که برای هر فیلم صد و پنجاه هزار تومان پول بدون مالیات می گرفت و نیز درآمدهای متفرقه بابت شرکت در مجالس جشنهای خصوصی و نیز فروش صفحات کاست تقریبا شبی بیست هزار تومان با توجه به تعطیلات ایام عزاداری و سفرهای متفرقه اش به اروپا سالی شش میلیون تومان درآمد داشت و از این نظر یکی از زنان پولساز استثنایی بود که بعضی ها نمی خواستند او را به آسانی از دست بدهند. محمود قربانی که پس از جدایی از گوگوش به فکر ادامه کار قبلی اش افتاده بود با وساطت چند نفر از دوستانش کاباره میامی را از حاجی درخشان اجاره کرده و چون متوجه شده بود که این کاباره بی وجود زن خواننده ای مثل گوگوش نمی تواند پر رونق باشد به فکر افتاده بود تا کاری کند که گوگوش در این کاباره برنامه اجرا کرده و دستمزدش را بگیرد اما گوگوش با گرفتن یک پیش قسط چشم گیر و بستن یک قرارداد طویل المدت با پرویز حجازی مرحوم که در آن زمان لقب صیاد ستاره ها را بدست آورده بود کاباره ونک ، باکارا و شکوفه نو را اداره می کرد نمی توانست به خواست شوهر سابقش تن در دهد و از اینجا بود که حاجی درخشان پا به میان گذاشت و گوگوش را تهدید کرد که چکهای او را به اجرا گذاشته و به زندانش خواهد انداخت.

توضیح از مدیر وبلاگ:

به زودی شرح کامل ماجرای به اجرا گذاشتن چکهای گوگوش در سال 52 را که یک روایت تاریخی و بی نظیر است در اختیارتان قرار خواهم داد.

از اینجا بود که شایعه عشق درخشان و گوگوش بر سر زبانها افتاد و در محافل این زمینه به گوش می رسید که حاجی درخشان به خاطر عشق گوگوش چکهای او را از طلبکارانش خریداری کرده و حالا از فرصت استفاده کرده است اما حاجی درخشان گوشش به این حرفها بدهکار نبود و بالاخره آنقدر از پله های دادگسری بالا و پایین رفت تا توانست با کمک وکلایش برگ جلب گوگوش را بدست آورد.اما درخشان ، قربانی و وکلای درخشان برنامه دیگری به عهده داشتند و یک شب نیم شب به کاباره شکوفه نو رفته و می خواستند گوگوش را توقیف کنند و در این بین خواننده ای که مشهور به نیلوفر است و او خود ماجرای جالبی با تیمور بختیار دارد که بختیار او را از شوهرش به ده هزار تومان خریداری کرد و در وقت خود به این ماجرا اشاره خواهیم کرد آنجا بود و گوگوش را در صندوق عقب اتومبیل خود سوار کرده و به منزلش برد و پس از آن گوگوش به چالوس گریخت و چند روزی در شکوفه نو ساحلی پنهان بود.

شهرام واسطه می شود.

رابطه بهروز و اشرف

باید اشاره شود که در آن زمان گوگوش رابطه حسنه ای با شهرام پهلوی نیا داشت و این دوستی از شبی شروع شده بود که شهرام به میامی رفته بود . در آن زمان گوگوش همسر محمود قربانی صاحب و مدیر کاباره میامی بود و چون از گوگوش دعوت کرده بود سر میزش بیاید محمود قربانی جواب او را با کتک زدن بوسیله کارکنان کاباره داده بود و شهرام نیز همان شبانه از رئیس شهربانی وقت سپهبد صدری می خواهد که میامی را تعطیل کند و مامورین پلیس آن شب به میامی ریخته و با تخریب برای چند شب کاباره را تعطیل کرده بودند و گوگوش را نیز تحویل شهرام داده بودند و این دوستی که تقریبا یکی از دلایل جدایی گوگوش و محمودقربانی بود در آن زمان پیوند مستحکمی داشت و بنابراین گوگوش با کمک چند تن تلگرافی برای فرح نوشت و تقاضا کرد که به وضع او رسیدگی شود و از شهرام خواست تا ترتیبی بدهد تا از این بن بست نجات پیدا کند و فرح نیز از وزیر دادگسترری وقت خواست وضعی به وجود آورد که چکهای گوگوش فاقد ارزش شودو بازپرس وقت نیز در در مقابل فشار مقامات درباری چاره ای ندید جز این که به این خواست دربار تن دردهد و بدین ترتیب با یک عمل غیر قانونی گوگوش از دست شوهر سابقش راحت شد و سرحاجی درخشان را نیز شیره مالید. پس از آن گوگوش به خانه رفت و از این به بعد بود که مورد توجه بهروز قرار گرفت.بهروز اصولا آدم مادی بود و در همان زمان حساب کرده بود که گوگوش زن پولسازی است و می تواند پولش برای او مفید باشد اما او به هیچ وجه نمی خواست با گوگوش ازدواج کند و بیش از هر چیز از اشرف می ترسید زیرا او مدتها بود که با اشرف دوست بود و با کمک او توانسته بود موفقیت خاصی در سینمای فارسی برای خود بوجود آورده و از امکانات وزرارت فرهنگ و هنر که در تیول شوهر خواهر شاه سابق بود استفاده کند .

رندی گوگوش

گوگوش تا مدتها نمی دانست که بهروز بوی فرند اشرف است ، اما بالاخره خواننده کارآزموده نیلوفر او را راهنمایی کرد که این روزها در همه جا صحبت از دوستی اشرف با بهروز و گوگوش با شهرام است .تو باید کاری بکنی که بهروز مجبور شود با تو ازدواج کند ، آن وقت به این شایعات خاتمه داده خواهد شد. گوگوش بار دیگر دست به دامن شهرام می شود و شهرام نیز موضوع را با مادرش در میان گذاشت و اشرف که متوجه شده بود که ممکن است حتی مردم عادی نیز از این واقعه با خبر شوند به بهروز دستور داد تا تن به خواست گوگوش داده و او را عقد کند و بهروز نیز که چاره ای جز انجام این خواست نداشت قبول کرده بدین ترتیب تسلیم رندی گوگوش شد.

اما با این حال رابطه اشرف و بهروز ادامه داشت و از سوی دیگر شهرام و گوگوش نیز با هم دوست بودند و اغلب شب های جمعه اشرف با بهروز در چالوس در ویلای خصوصی بهروز بودند و شهرام نیز در خانه اش از گوگوش پذیرایی می کرد.

استعفای سردبیر

در آن زمان من نویسنده یکی از مجلات پرتیراژتهران بودم و بعضی مطالب هنری را تنظیم می کردم با این که از این واقعیت آگاه بودم اما هیچ گاه فرصتی پیش نمی آمد تا این که به هنگام ازدواج گوگوش با بهروز وثوقی مطالبی در مورد روابط بهروز و گذشته او در مجله نوشتم. آن وقت ها ، نویسنده ارجمند و بسیار گرامی س . ح. الهامی سردبیر مجله بود و او پس از آگاهی از واقعیات دستور چاپ مطلب را داد اما وقتی روز سه شنبه مجله منتشر شد و ما گروه نویسندگان عصر آن روز در دفتر سردبیر جمع شده بودیم تا نسبت به مطالب مجله برای هفته آینده تصمییم بگیریم در اتاق دفتر باز شد و بهروز به اتفاق سه تن از سیاهی لشکرها ی فیلم های فارسی وارد شد و سراغ سردبیر را گرفت و آنوقت هر چه از دهانش بیرو ن می آمد فحش نثار سردبیر و نویسندگان مجله کرد . الهامی سردبیر مجله با متانت کوشید تا بهروز ر ا آرام کند اما وقتی متوجه شد که او به قدرت پوشالی دوستی خود با خواهر شاه می نازد به کارگران چاپخانه دستور داد بهروز را از دفتر مجله اخراج کنند و بعد به من ماموریت داد که مقاله ای درباره بهروز بنویسم ، مقاله زیر چاپ بود ( نمونه متن چیده شده این مقاله هنوز هم در آرشیو یکی از همکاران مطبوعاتی من موجود استو اگر فرصتی بود این نمونه را هم چاپ می کنیم ) که مدیر مجله،  سردبیر را احظار کرد و به او گفت شنیده ام که می خواهید بهروز را بکوبید وقتی جواب مثبت سردبیر را شنید با ناراحتی گفت الان آقای انصاری با من صحبت کردند و گفتند والاحضرت دستور داده اند در باب بهروز چیزی نوشته نشود. بعد مدیر دستور داد مطالب آماده را پخش کنند و الهامی نیز با ناراحتی همان دم استعفای خودش را به مدیر مجله داد و اشاره کرد از این پس در مجله یی که حتی نمی توان از یک هنرپیشه انتقاد کرد و این انتقاد به خواهر شاه بر می خورد جای کار کردن وجود ندارد و به این ترتیب همکاری الهامی با آن مجله پایان یافت . هنوز چند روز از این ماجرا نگذشته بود که یک روز دو نفر به دفتر مجله آمده سراغ نویسنده مطالب هنری را گرفتند . وقتی من خودم را به آنان معرفی کردم یکی از آنها از من خواست به همراهشان به سازمان امنیت بروم و جواب بدهم که این اخبار پشت پرده را از کجا بدست آورده ام. من بدو ن این که بتوانم خبری به کسی بدهم آن روز همراه آنان به سازمان امنیت رفتم. مرا به اتاقی بردند و در همان جا نگه داشتند. . فقط یک سرباز مواظب من بود تا این که دو روز بعد یک سرهنگ به بازجویی از من پرداخت . به من می گفت که تو خیال توهین به خاندان سلطنت را داشتی ، تو می خواستی خاندان پاک سلطنت را لکه دار کنی بگو کدام سیاست خارجی ترا حمایت می کند . من از این مجموعه سئوالات یکه خورده بودم ، از جناب سرهنگ پرسیدم : من در کدام مطلب اشاره یی به خاندان پهلوی داشته ام ، که جناب سرهنگ به تندی گفت : مطالبی که در باب بهروز می نوشتی؟

-کدام بهروز؟

- بهروز وثوقی، که به او حمله کرده ای .

من آنجا بود که فهمیدم همه شایعات صحت دارد و بهروز وابسته به خواهر شاه است ، آنجا به من گفته شد مرا به دستور خواهر شاه برای گوشمالی دادن بازداشت کرده اند و تا وقتی متوجه نشوم مرا آزاد نخواهند کرد.

از جناب سرهنگ پرسیدم چکار باید بکنم و جناب سرهنگ گفتند اگر مقاله یی در مدح خواهر شاه بنویسی ترتیب آزادی ترا می دهم. آنجا تعهدنامه یی از من گرفتند .و من قول دادم که رضایت آقای انصاری پیشکار خواهر شاه را جلب کنم ، یک هفته بعد به سازمان شاهنشاهی رفتم.  مرا به اتاق مهندس عبدالرضا انصاری راهنمایی کردند و آنجا پیشکار خواهر شاه گفت چه مطالبی باید بنویسم و من همان روز مقاله یی در مدح خواهر شاه به نام شاهزاده خانم نیکوکار نوشتم که انصاری بوسیله مستخدمش به دفتر مجله فرستاد و همان هفته در مجله چاپ شد و چند روز بعد مجله خواندنیها آنرا نقل کرد.

بعد از آن من سعی می کردم با بهروز وثوقی و گوگوش برخوردی پیدا نکنم تا این که ماجرای برخورد بهروز وثوقی و مرتضی خاکی عکاس اطلاعات پیش آمد که خود داستان جداگانه ای دارد که این ماجرا نیز با وساطت اشرف خاتمه پیدا کرد و در شماره های بعدی آنرا برایتان نقل می کنم.

هفته نامه گزارش روز شماره 9 اردیبهشت 1358

اکران مجدد فیلم فریاد زیر آب

در این شماره خبر از اکران مجدد فیلم فریاد زیر آب با بازی داریوش می دهد.

 

 

 

 



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2