نوشته شده توسط:hamid
تصویر
تویی آن موج سرگردان ، منم آن ساحل تنها که می کوبی به قلب من ، زخشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت ، که هم دوری و هم نزدیک دل من قاب تنهائی ، تو در این قاب تصویری
هنوزم تو برای من ، همون عشق نفس گیری اگر چه یک نفس دیگر ، سراغم را نمی گیری
تو با من نیستی اما، جدا هم نیستی از من نمی مانی کنار من ، نه در قلبم تو می میری
منم خو کرده ی دردی ، که درمانش نمی بینم یقین در سرنوشت من ، تو دست سرد تقدیری
هفته نامه زن روز شنبه 9 دی ماه 1346
عصر طلایی برای آوازخوان های جوان

آیا دوره دلکش و مرضیه و الهه دیگر سپری شده است؟
بیوگرافی از چهره های سرشناس آواز و ترانه خوانی که در یکی دو سال اخیر از طریق رادیو و تلویزیون گل کرده اند.
مقام خواننده های خوب و قدیمی آواز در قلب ها و خاطره ها و روی صفحه ها و نوارها همیشه محفوظ است اما دنیای آواز ، مثل هر شاخه دیگر از هنر ، مداوم به غذای تازه نیاز دارد تا طلب و تمنای روزافزون میلیون ها علاقه مند را فرو بنشاند. جست و جوی صدای نو، جست و جویی درازو دشوار است . هنگامی که این جست و جو به ثمر رسید و صدائی قابل تعلیم و مستعد کشف گردید تازه نوبت پرورش اوست و آنگاه این گوی و این میدان: خواننده جوان برای نخستین بار با قلبی پرتپش در مقابل میکروفن قرار می گیرد. در اینجا او می داند کسانی گوش به صدایش سپرده اند که هر کدام قبلا چند خواننده محبوب داشته اند که سالهاست به صدای آنان عادت کرده اند و به آسانی یک صدای تازه را به دل راه نمی دهند. خلاصه در قدم اول یک خواننده جوان ، گوش ها فقط به عیب جویی از آواز او باز است.
در این یکی دو ساله اخیر در زمینه آواز بیش از هر زمینه دیگری چهره تازه ظاهر شده و به اصطلاح گل کرده است
. علت این امر را یکی باید در توسعه یافتن بازار تقاضا دانست و دیگر در تاثیر ترانه ها و آوازهای خارجی و بالاخره رواج صفحه به طور کلی. در سال های اخیر تقاضا برای شنیدن ترانه های تازه از خوانندگان به اندازه ای رسیده بود که وجود چند خواننده معروف روز و صفحات آنان کفاف پاسخ گفتن به این تقاضا را نمی داد. ناچار باید جنس تازه به بازار عرضه می گردید. از طرف دیگر اقبال و توجه عمومی باعث می شد تولید صفحه هر چه بیشتر توسعه یابد. این صفحات باید ناچار با آوازهای بیشتری از خوانندگان پر می شد. با آنکه جوانان به ترانه های خارجی علاقه شدید نشان می دادند معذلک دنیای این ترانه ها با رنگ و روح زندگی ما انطباق کامل نداشت. جوانان ما به ترانه هایی نیاز داشتند با آهنگ های مدرن و امروزی با ریتم های تند و هیجان آور غربی که در عین حال از روح ایرانی برخوردار باشد. این نیاز روز بود که خوانندگان جوان را بوجود آورد. ترانه های آنان مایه غربی دارد ولی این مایه با غم و تغزل خاص ایرانی در هم آمیخته است و همین باعث تو فیق این جوانان نغمه پرداز شده است. شاید صدای آنان زیاد قوی و غنی نباشد ، شاید این جوانان نتوانند در عرصه واقعی هنر عرض اندام کنند و فقط پسند روز ، پسند نوجوان ها آنان را رو آورده باشد به هر حال نباید منکر شد که علاقه نوجوانان به این خواننده های جوان به طور کلی باعث رواج و رونق بازار صفحه شد که بدیهی است در این رونق عمومی ، صفحات خوانندگان قدیمی تر و معروف نیز تیراژ و فروش بیشتری پیدا می کند. طرفداران خوانندگان جدید عموما نوجوان ها و جوان ها ( تا 22 سال) ، هستند. چون در امر خرید صفحه ، این گروه بیشتر از مسن ترها دست توی جیبش می کند ( و اصولا هنوز گرفتار مسئولیت زندگی نشده و وقت فراغت برای گوش کردن صفحه بیشتر از بزرگسالها دارد) . این است که درصد فروش صفحات خوانندگان جوان ، مجموعا بیش از درصد فروش صفحات خوانندگان قدیمی تر است. چیزی که هست در برآورد نهائی و از نظر کیفیت می توان گفت در مبارزه بین دو نسل آواز خوان ، برنده هم چنان قدیمی ترها هستند چون وضع ثابت و تقریبا همیشگی دارند در حالی که جوان ها می آیند و می روند و وضعشان بسته به سلیقه نوجوانان است که هر روز و هر هفته عوض می شود. به هر حال یک نکته را نیز نباید از نظر دور داشت . امروز محیط برای گل کردن و شکفتن استعداد در هنر مخصوصا درآواز از گذشته بسیار مساعدتر است. پریروز آواز را در انزوای صندوق خانه ها می خواندند تا به گوش نامحرم نرسد و تکفیر به بار نیاورد و دیروز کار پخش آواز چه از طریق رادیو و تلویزیون و چه از راه صفحه چنین وسعتی نیافته بود. اما امروز از هر ده دختر مدرسه ای ، شش نفرشان یک گرام دارند ( از هشتاد تومان به بالا ، بسته به وسعت جیب) ، و صفحه کلکسیون می کنند و در حمایت از خوانندگان مورد علاقه اشان به سر و کله هم می پرند.راهی را که قمرها ، ظلی ها ، پروانه ها ، ملوک ضرابی ها و روح انگیزها گشودند ، روحبخش ها ، دلکش ها ، مرضیه ها و بعد پوران ها ، الهه ها ، پایکوب و هموار کردند
و به معبری مصفا و زیبا برای گلگشت روح مبدل نمودند. امثال دلکش آواز را به میان مردم آوردند و یک عشق عمومی ساختند و حالا خوانندگان جوان تر در عرصه ای گشاده تر و با امکاناتی سهل تر به میدان می آیند و کسب شهرت می کنند ولی باید همیشه یادشان باشد که پیشکسوت های هنر آواز خیلی هم آسان به هدف نرسیدند. در پایان این مرور کلی ، بد نیست دیدار یا تجدید دیداری از چند چهره مشخص و معروف ترانه خوان امروز به عمل بیاوریم کسانی که با زیر و بم آوازشان با قلب حساس جوانان ما بازی می کنند. ملاحظه می کنید که این چهره های جدید آواز همه جوانند و جویای نام و مستعد و خوش صدا و حالا در گیر و دار مبارزه هنر کدام ماندنی باشند و در زمره بزرگان آواز درآیند مسئله ای است که زمان معلوم خواهد کرد.( ردیف اسم ها به ترتیب الفبا تنظیم شده است).1) پرتو ( با اسم اصلی پروین ) به گفته خودش بیست و یک ساله است و با این سن کم ، پانزده سال سابقه آواز دارد. تعجب نکنید ، پروین خانم از شش سالگی آواز را شروع کرده و در تمام طول مدت تحصیل چنان با علاقه این هنر را دنبال کرده که بالاخره از سال سوم دبیرستان وارد کلاس های ویژه آواز اداره هنرهای زیبا می شود. اولین آواز پرتو از تلویزیون پخش شد و این آواز طوری نظر مقامات رادیو را جلب کرد که از او برای اجرا در رادیو دعوت به عمل آمد.
«
پرتو» این شانس را داشت که آهنگ و شعر اولین ترانه اش «عشق خودحاشا مکن» را دو آهنگساز و تصنیف ساز معتبر ( علی تجویدی و معینی کرمانشاهی ) تنظیم کنند. این ترانه با استقبال شدید روبرو شد و بیش از 90 هزار صفحه از آن به فروش رفت. پرتو از آن پس به فعالیت در رادیو و اخیرا در تلویزیون ملی هم چنان ادامه داده و صدای گرم و جوانش علاقه مندان زیادی برای ترانه های او نظیر « به سلامت ، بزم تهران ، دوستت دارم ، عاشقتم ، و توفان عشق » دست و پا کرده است.2) بین خودرسیده ها « تیلا» از نورسیده ها به حساب می آید . جوان ها صدای این دختر خانم را بیشتر همراه با «ضیا» می شناسند و دوست می دارند . ترانه های این دو در عین آنکه لحن و تند و مهیج آهنگهای خارجی را دارد از مایه های فولکلوریک ایرانی خالی نیست و این ترکیب در صفحاتی مثل « اتل متل ، عروس و داماد و مهری محبوب بوده است.
«
تیلا» که این روزها سخت سرگرم درس و مشق است ( در سال دوم دانشکده زبان تحصیل می کند) . شخصا بین ترانه هایش « رازو نیاز و تمام خوبی ها » را ترجیح می دهد.
3) آنچه در ابتدای کار «حمیرا» ، توجه و کنجکاوی عامه را نسبت به او برانگیخت سوای صدایش ناشناس بودن و در پرده ماندن او بود و اصرار شدیدش به این که شناخته نشود و عکسش چاپ نگردد . به هر حال اگر هم خانم «حمیرا» خود از این کار قصد تبلیغ نداشت این امر به ایجاد شهرت برای ایشان کمک موثری کرد. حمیرا در سبک ها و مایه های قدیمی که قبلا خوانندگان با سابقه در آن خودنمائی کرده بودند آواز می خواند . لحن صدایش گرم و غم انگیز است و صمیمیتی دارد. این خصوصیات چند ترانه او مثل «صبرم عطا کن، با دلم مهربان شو و پشیمانم » را فوق العاده معروف کرد ونام خانم حمیرا را همراه با زمزمه این ترانه ها به سر زبان ها انداخت. خانم حمیرا اخیرا با شایعه ازدواجش با پرویز یاحقی یک تک خال جنجالی و شهرت ساز دیگر به زمین کوفته است.
4) آذر محبی که زیر اسم مستعار «رامش» آواز می خواند به گفته خودش در سال 1325 به دنیا آمده و در آبان ماه وارد 22 سالگی شده است. این دختر خانم بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصا گیتار به تعلیم این ساز مشغول می شود و ضمنا چون ته صدایی هم داشته گاه همراه با ساز خودش زمزمه می کرده . این آواز به گوش دوستان و اطرافیان می رسد و اصرار می کنند که گیتار را کنار بگذارد و به آواز بپردازد ، اما رامش به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری می کند بالاخره اصرارها ثمر می دهد و رامش در فروردین 1344 با اجرای ترانه پرستو که شعرش را لعبت والا سروده بود کار را در رادیو آغاز می کند . ترانه شهرت زیادی برای خانم رامش بدست می آورد و از آن پس بر اسب مراد می نشیند و حالا از خوانندگان مشهور رادیوست.
محبوب ترین و پرفروش ترین ترانه های رامش بعد از پرستو این هاست:
جهیز، دختر ترکمن ، مگه من دل ندارم، بر بالین او، گفتم و نشنید، ترا نمی بخشم
.ترانه ی جالب ترش « دلم میخواد عروس بشم من» است که این روزها خیلی از دخترخانم ها آن را می خوانند و دوستان هم زیر لب می گویند: ایشااله.
5) رویا نیز اسم مستعاری است که پشت خودش هویت خانم «رضوان» را مخفی کرده است . این دختر خانم اصفهانی الاصل قبل از آنکه از طریق رادیو صدای خود را به گوش عامه برساند با اجرای آهنگهای فیلم «گنج قارون» جای خود را در قلب ها باز کرده بود. رویا در رادیو زیر نظر حبیب اله بدیعی تعلیم گرفته و در رادیو با اجرای ترانه«آوازعشق» (شعر از معینی کرمانشاهی ، آهنگ از حبیب اله بدیعی) ، گل رده است . آهنگ های موفق دیگراو افسانه عشق ، فریب،و پری است. رویا قبلا یک بار ازدواج کرده و یک پسر 9 ساله دارد.
6) آقا «ضیا» 25 سال پیش در مسجدسلیمان به دنیا آمده است . ایشان ضمن تحصیل و کار ( در هواپیمائی ملی) گاه به تنظیم ترانه هایی روی آهنگهای خارجی می پرداخت و در این خط کار دو ترانه نسبتا موفق به نام های «تویست می رقصی با من، و اشک قایقران » را بوجود آورد. شهرت امروزی او از سال پیش آغاز گردید یعنی هنگامی که با تیلا هم صدا شد و دوتائی مهری مهری جان ، عروس و داماد و اتل متل را خواندند. ضیا بیشتر روی تم ها و مایه های خارجی کار می کند و در این زمینه کتی کتی و تنهائی اش ( که به تنهائی خوانده است) معروفیت و مقبولیت دارد.
7) عهدیه نیز در میان گروه خوانندگان جوان (یا جوانان خواننده) از باسابقه هاست چون کار را در رادیو به اتفاق خواهرش عطیه از برنامه کودک آغاز کرده است. این دخترخانم که بار اول در رادیو نتوانست جلب نظر کند خیلی زود دلسرد و مایوس شده بود و می خواست به کلی دست از آواز بکشد ولی تشویق های مادرش باعث شد از پای ننشیند و بار دیگر در رادیو هنرآزمائی کند و این بار موفق شود. عهدیه که در حال حاضر در دبیرستان تحصیل می کند از مصاحبه و چاپ عکس و این صحبت ها گریزان است و خلاصه ذاتا هنوز دختربچه ای محجوب باقی مانده است .از او در ایام اخیر ترانه «بازآمدی » و گلهای شماره 418 جلب توجه کرده است.
8) گوگوش هم ماشااله با این سن کم (18سال) ، 14 سال سابقه کارهنری دارد. او در میان این جمع از همه سرشناس تر است . سالها پیش مردم ازطریق نمایش های کاباره ای با دختر کوچولو ی بانمک و شیطانی آشنا شدند که ادای خواننده های روز را در می آورد . گوگوش ضمنا به سینمای فارسی نیز راه یافت و در آنجا هم مایه شهرت بیشتری انداخت . صدای او مایه داشت و روی همین اصل از سال 1345 در برنامه های رادیو شروع به خواندن کرد. نخستین ترانه رادیویی گوگوش به نام « ای وای چه بد شد» که در اصل برای «الهه» در نظر گرفته شده بود خوب گل کرد. از آن پس نیز گوگوش ترانه هایش اکثر مورد توجه قرار گرفته مثل « تصویرمادر» که اصلا یک آهنگ هندی است و صدای خواننده اصلی را از روی آهنگ پاک کرده و صدای خانم گوگوش را روی آن گذاشته اند.
شهرزاد قصه گو ، و سنگ صبور
نیز با اجرای گوگوش طرفداران زیادی داشته است.
9) مهستی کار آواز را در مایه های کلاسیک قدیمی آغاز کرد و در همین مایه نیز با همه جوانی جلوه کرده است. این دختر خانم 23 ساله که نام اصلی اش افتخار است از یک سال و نیم پیش فراگرفتن آواز را آغاز کرد و وقتی که آمادگی کافی بدست آورد از همان ابتدا در برنامه مهمی چون گل ها شرکت داده شد و خوشبختانه پیش بینی مربیان او درست بود و مهستی در این برنامه ( گل های شماره 420) به اندازه ای مطبوع و مقبول افتاد که فروش صفحه آواز او در این برنامه به رقم اعجاب آور 500 هزار نسخه رسید.
در پایان مطلب باید بگوئیم خواننده های جوان هرچند به خاطر کثرت تعدادشان شاید مجموع طرفداران و فروش صفحاتشان بیش از خوانندگان قدیمی تر باشد ولی هنوز کار دارد تا بتوانند دوام و بقای خوانندگان حنجره طلائی و معروفی مثل دلکش و مرضیه و الهه و امثال آنها را بدست بیاورند.
ذکر این نکته از یک صفحه فروش خیابان لاله زار بد نیست که گفت:
هنوز یک چهچهه خانم دلکش به تمام این آواز ها می ارزدو جواب ما هم شاید بد نباشد که گفتیم:
ولی باغ مصفا آنست که هم گل فراوان و هم بلبل فراوان داشته باشد
عکسی نایاب از اکبر گلپایگانی برای ادای دین به دوستدارانش که بارها از من در باره ایشان خواهان مطلب و عکس بودند.
هفته نامه سپید و سیاه چهارشنبه 4 اردیبهشت 1353.

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،
نوشته شده توسط:hamid
پرویز اتابکی نیز جاودانه شد.

راستی دیگر برایمان عادتی شده. عادتی تلخ . تکراری نابهنگام. از کوچ عزیزانی که سالیان سال خاموش بودند. و دریغا و دردا که در زمان مرگ، لختی واژه، در یک خبرگزاری داخلی آن هم در حد دوخط ، تمام 72 سال زندگی هنرمندی می شود که ملودی هایش بسیارانی را عاشق کردو بسیارانی با او هم پرسه شدند.
بله پرویز اتابکی نیز رفت. پس از 30 سال سکوت.
او متولد تیرماه 1315 در تهران بود. به روایت خودش از سال 1336 کار آهنگسازیش را آغاز نمود و در دهه 40 با تاسیس استودیو طنین با تورج نگهبان ، اسفندیار منفردزاده ، شهیارقنبری ، ایرج جنتی عطایی ، واروژان و بابک افشار ترانه هایی را به همیشه یادها سپردند .
از کارهای اتابکی در زمینه موسیقی پاپ می توان به آهنگهای زیر اشاره کرد:
ستاره آی ستاره با صدای گوگوش اجرا اواخر 1348 ، بیزار (گوگوش )(منم این خسته دل درمانده به تو بیگانه پناه آورده) ، انگشتر هزار نگین (گوگوش) ، سکه خورشید( گوگوش 1350 )( آهای دختر دریا بازم صبح شده پیدا) ، هم خونه (گوگوش )( 1351هم خونه ی من ای خدا از من دیگه خسته شده) ، بهارم مثل زمستون می مونه ( گوگوش )(فروردین 1354 ) ، گل پشت و رو نداره ، و ترانه ی کی می دونه چی پیش میاد با صدای گوگوش ، عروسک شکسته (نلی 1354 ) ، آتیش عشقه که خاموش نمی شه (گیتی) ، تا وقتی که من بمیرم و خدا اون روز و نیاره ( گیتی ) ، هم پیمان ( فریدون فرخزاد) ، همکاری با سلی در فیلم هم خون و ساخت موسیقی متن این فیلم 1354 به کارگردانی کامران قدکچیان، و همکاری مستمر با نلی و ساخت آهنگهای فراوان برای این خواننده از جمله نفرین ، اسکله و....
به آرشیوم مراجعه کردم . شاید نام و نشانی از او در گذشته بیابم . خیلی تصادفی در مجله جوانان 1354 ، بحثی را که در زمینه خارج بودن صدای فرشته در اجرای ترانه شهر خالی توسط مرتضی حنانه رئیس شورای موسیقی رادیو پیش کشیده شده بود ، یافتم و بی مناسبت ندیدم تا این ماجرا را برایتان شرح دهم.
هفته نامه جوانان دوشنبه 12 خرداد 1354 شماره 446
بوسیله گروهی از سرشناس های موسیقی روز


اعضای شورا به قدیمی بودن و کهنه فکری متهم شدند.
پرویز اتابکی آهنگساز معروف می گوید: معدل سن شورای موسیقی 50 سال است و چنین سنی مناسب تشخیص و داوری موسیقی جوانان نیست.
عارف گفت: من به اعضای شورااحترام می گذارم اما این دلیل نمی شود تا هر عمل آنها مورد تایید باشد.
شماعی زاده: شورا عملا اعتراف به رفیق بازی کرده است.
خبر و توضیحی که در مجله جوانان پیرامون اجرای ترانه معروف شهر خالی با صدای خانم فرشته چاپ شد ، کم کم به یک بحث و اظهارنظر پرشور تبدیل شده و پای شورای موسیقی رادیو ایران به میان آمده و گروهی از سرشناسان موسیقی روز ، شورا را متهم به قدیمی بودن و عدم درک موسیقی جوانان می کنند.وقتی سئوال شد چرا ترانه قشنگ شهر خالی ساخته معینی کرمانشاهی که با صدای فرشته اجرا شد فقط یک بار از رادیو ایران پخش شده ، استاد حنانه از سوی شورای موسیقی توضیح داد که چون صدای خانم فرشته در اجرای مزبور خارج بوده بنابراین این ترانه فقط یک بار ان هم به خاطر شعر ترانه پخش شده و در آینده با صدای خواننده دیگری پخش خواهد شد.
عارف چه می گوید:
عارف در دنباله اظهار نظرهای دیگران که قبلا چاپ شده گفت : من برای اعضای شورای موسیقی رادیو ایران احترام خاصی قائلم ، آنها اکثرا شاگردان استاد صبا هستند ولی این دلیل نمی شود تا هر کارشان مورد تایید و تمجید ما قرار گیرد. این ها هر یک استادانی به نام در موسیقی هستند ولی چرا باید نسبت به موسیقی خاص برنامه کودک ، گل ها یا موسیقی مدرن همین یک شورا تصمیم بگیرد و اظهار نظر نماید؟
من نمی گویم اعضای شورا اطلاعی از موسیقی مدرن ندارند بلکه می گویم ممکن است کسانی که در شورا جمع شده اند به موسیقی جوان و مدرن امروز علاقه ای نداشته باشند و روی همین بی علاقگی خیلی از اشعار و آهنگ ها را رد کنند.
چه خوب است برای تصویب و اظهارنظر در مورد شعر و آهنگ مدرن شورای دیگری تشکیل دهند ومثل آقایان یداله رویایی ، تورج نگهبان، اخوان ثالث ، در مورد اشعار موسیقی مدرن اظهارنظر نمایند و همین طور آقایان مارسل ، واروژان و پرویز اتابکی راجع به آهنگهای این گروه نظر بدهند. این خواست ماست و چنین صورتی هم به مسئولین رادیو تسلیم کرده ایم. حقیقت این که نمی دانم چرا رادیو در این مورد سرعت عمل به خرج نمی دهد و قضیه را به امروز و فردا موکول می کند . شاید اعضای شورا برای رادیو حکم پدر و مادر پیری را پیدا کرده اند که بایستی در خانه بمانند. متاسفانه بعضی از اعضای شورا روی حب و بغض و دوستی ها کار می کنند که نمونه اش را در توضیح آقای حنانه نسبت به ترانه شهر خالی فرشته دیدیم که واقعا مایه تاسف است.
با این که مرتبا تعدادی از ترانه های مبتذل اجازه پخش می گیرند نمی دانم روی چه اصل ترانه « گل و تگرگ » من نبایستی پخش شود.
شماعی زاده :
حسن شماعی زاده آهنگساز و خواننده معروف هم در بحث ما شرکت کرد . او گفت: به نظر من در مورد هنر خارج از مسائل سنی قضاوت نسلی از زمان گذشته بر آثار نسلی که متعلق به زمان حال است غلط و غیرمنطقی است. من و تمام همکاران جوان و نوآورانی که مورد بحث هستند به پیشکسوتانمان احترام می گذاریم ، نه به خاطر این که سنت ها و آداب و رسوم ما حکم می کند بلکه وظیفه هر هنرمند است که به پیشکسوتان احترام بگذارد اما درست نیست که همین شورای موسیقی علنا و با خط خود اعتراف به رفیق بازی نماید و اقرار کند که پایه های قضاوتش ، به ضوابط کاری نداشته بلکه تحت شرائط رابطه ها انجام می گیرد.
اتابکی چه می گوید:
پرویز اتابکی آهنگساز معروفی که تاکنون بیش از پانصد آهنگ ساخته و هم اکنون در قسمت فوق برنامه دانشگاه های ایران فعالیت دارد در این خصوص اظهار داشت:
اگر سن این آقایان را که در شورا نشسته و داوری می کنند جمع بزنیم و بر تعداد افراد عضو شورا تقسیم کنیم رقمی بین 48 تا 50 سال بدست می آید که تصور نمی کنم چنین سنی برای اظهارنظر در مورد موسیقی و ترانه خواست جوانان صحیح باشد. نمایندگانی از طبقات جوان در این شورا دست ندارند و نتیجتا حدود فکر و خواست این آقایان قدیمی و دور از خواست زندگی امروز است .
نکته دیگر در مورد خانم فرشته و ترانه شهر خالی ایشان
من با خانم فرشته هیچ گونه آشنایی و رابطه کاری نداشته ام . یکی از آهنگ های ایشان را که به دفعات گوش کرده ام «نم نم بارونه امشب» بوده که معتقدم هیچ کس قادر نیست به خوبی وی از عهده اجرای آن برآید . فرشته دارای صدای کاملا پخته ای است و حالا چطور عنوان شده که شهر خالی را خارج خوانده است بر من معلوم نیست. لازم به تذکر است که هنگام ضبط یک ترانه گاهی اتفاق می افتد به دفعات آن را تکرار می کنند تا به دلخواه درآید چه ایرادی داشت در مورد شهر خالی هم همین کار را می کردند نه این که به خاطر آقای معینی کرمانشاهی یک بار اجازه پخش بدهند و سپس آن را قطع کنند . بدون شک ذکر مطلب فوق از طرف آقای حنانه اساس شورا را نشان می دهد که بر پایه رفیق بازی استوار است و این که چگونه آقایان ارضاء شوند. به خاطر می آورم که برای تصویب ترانه « عروسک شکسته» ، نلی حدود بیست بار به شورای موسیقی مراجعه کرد و آخر بار استاد مرتضی حنانه به او گفته بود مگر پرویز اتابکی هم آهنگساز است؟
بدون شک این حرف ، بغض و حسد حنانه را نسبت به یک آهنگساز می رساند که کاری به کار آقایان ندارد و دور از زدوبندها به کار مشغول است.
پرویز اتابکی که یکی از آثارش «وقتی نیستی من هوای موندنم نیست» با صدای گوگوش می باشد گفت : به
طور کلی من در کارهای خود دو چیز را در نظر می گیرم. صفحاتی که روانه بازار می کنم دارای دو رو می باشند یک روی آن آهنگی است مردم پسند و روی دیگر آن برای نسل جوان و تحصیل کرده .
ارتباط من با جوانها از طریق اردوهای دانشگاهی است و به این طریق خود را ارضا می کنم با این ترتیب برایم فرقی نمی کند که مورد محبت یا خشم اعضای شورا قرار می گیرم . من که از سال 1336 در کار موزیک فعالیت دارم با صراحت به آقایان عضو شورای موسیقی می گویم به خدا آهنگسازها و ترانه سرایان جوان برای آنها گارد نگرفته اند و موسیقی کنونی و جوان پسند ما که نه کلاسیک است ، نه جاز و نه پاپ ، احتیاج به حمایت و پشتیبانی دارد. چرا اجازه نمی دهید تعدادی از این جوان ها در شورای موسیقی صاحب اظهارنظر باشند . چرا وقتی یک ترانه و آهنگ بین مردم گل می کند آن را به طور کلی هجو می کنند و کنار می گذارند . یک خواننده یا صدا دارد یا ندارد ، اگر ندارد چرا اجازه خواندن پیدا میکند و اگر صاحب صدای خوبی است چرا تقویت نمی شود . چرا با ذکر این جمله که خانم فرشته شهرخالی را خارج خوانده ، حیثیت و شرف هنری او را لکه دار می نمائید. بدون شک اگر فرشته دستش جائی بند بود ساکت نمی نشست و جواب این آقایان را می داد.
چهارشنبه 20 شهریور 1387
چهارشنبه 13 شهریور 1387
جمعه 28 تیر 1387
بخش دوم مصاحبه با مسعود امینی ترانه سرا سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
یکشنبه 15 اردیبهشت 1387
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387
پنجشنبه 15 فروردین 1387
دوشنبه 20 اسفند 1386
یکشنبه 28 بهمن 1386
یکشنبه 14 بهمن 1386
یکشنبه 7 بهمن 1386
سه شنبه 18 دی 1386
دوشنبه 3 دی 1386
دوشنبه 12 آذر 1386
لیست آخرین پستها
تبلیغات