تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی

بخش دوم مصاحبه با مسعود امینی ترانه سرا

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

بخش دوم مصاحبه با مسعود امینی ترانه سرا

دانلود بخش هایی از مصاحبه با مسعود امینی (بخش 1)

دانلود بخش هایی از مصاحبه با مسعود امینی (بخش 2)

 

ترانه ی معترض ایران در دهه ی پنجاه آغاز گر راهی شد که تا امروز نیز مستدام بوده و در این راه بسیارانی زبان حال هم سفره های بی نان میهنشان بودند . در بین این گروه مسعود امینی از سرامدان ترانه معترض و انتقادی در جامعه ی ماست که تاکنون نیز  خط مشی خود را ادامه می دهد . بررسی ترانه های مسعود امینی در دوران پس از انقلاب نیز ما را به یک ترانه سرای مسئول ، معترض  و شاعری که ترانه را به عنوان ابزاری در جهت انعکاس رویدادهای اجتماعی و اعتراض به سیستم سیاسی که تصمیم گیرنده خط مشی های اساسی جامعه است می رساند.

صفحه ی ترانه پیر : ایستاده از راست : ابی ، مسعود امینی ، منصور ایرانژاد

در بخش اول مصاحبه با مسعود امینی سئوالاتی را درباره فعالیتهای هنری ایشان در پیش از انقلاب مطرح کردم که ایشان با صبوری به این سئوالات پاسخ گفتند البته  در آن مصاحبه در آخرین لحظات به دلیل مشکل در سیستم کامپیوتر موفق به ضبط صدا و گفته های جناب امینی نشدم و مجبور شدم تا برای نخستین بار در نقش روزنامه نگار گفته های ایشان را یادداشت برداری کنم و طبیعتا در این راه عین گفته های ایشان را نتوانستم به شما منتقل کنم ولی این بار تک تک جملات گفته شده توسط ایشان را برایتان بازگو می کنم. در این مصاحبه 80 دقیقه ای به جز چند دقیقه  خوشبختانه  صدای ایشان همراه با تمامی مطالب مطرح شده ضبط شد که می توانید بخشهایی از گفته های ایشان را نیز بشنویید .

پس بخوانید متن کامل قسمت دوم مصاحبه من را  با مسعود امینی با ذکر تمامی کلمات و واژه های رد و بدل شده بین طرفین:

مسعود امینی :

یه خبر بهت بدم که همین الان بزنی رو سایت که اولین نفر باشی در ایران . خواهر فریدون فروغی ، فروغ  فروغی روز مادرکه روز شنبه می شه یعنی دو سه روز پیش   مرده  و من دیروز هم برای اولین بار تو برنامه اعلام کردم. خانواده اش اومدن رو خطم . قبلش زنگ زدن به من که بیان از طریق برنامه من اعلام کنن .

حمید: ایران هستن یا امریکا؟

مسعود امینی: نه نه نه . امریکا همین جا درساکرامنتو . در همین نزدیکیهای ما . نزدیکیهای کالیفرنیا در شهر ساکرامنتو فوت شدن روز مادر و دیروز خاکشون کرده بودن . فروغ فروغی  خواهر کوچیکه فریدون

حمید : بله خدا رحمتشون کنه .الان برنامه ی شما به چه شکل هست . روی تل استار هست یا نه فقط در امریکا پخش می شه ؟

مسعود امینی:بله  روی تل استار هست . تمام امریکا پخش می شه .  گفتم،  اون روز هم بهت گفتم که مرکزی تی وی دات کام رو که بزنی می تونی مستقیم ببینی .

حمید: روی اینترنت

مسعود امینی: روی اینترنت و     , glwiz .com  و مرکزی تی وی می تونی ببینی .

حمید: بله البته من امیدوارم مشکل کامپیوتر پیش نیاد . من دارم صداتونو ضبط می کنم که اگه بشه برای مصاحبه هم مشکلی پیش نیاد وبشه  تمام صحبتها رو ضبط کرد . دفعه قبل سعی می کردم بنویسم .حالا  برای تایپ کردنش  اون جملاتی که به ذهنم می رسید حالا شاید عین جمله شما هم نبود اما این بار سعی می کنم عین جمله های شما رو بنویسم

مسعود امینی : خوندم اونی که نوشته بودی خوندم  . خیلیاش غلط و غلوط شده بود . فهمیدم که از روی نوشته یادداشت برداری کرده بودی. خیلی چیزا بود که فکر کردم درست توضیح داده نشده .

حمید: حالا اگه بخواید توضیحی بدید راجع به هرکدوم از مسائل ، چون صداتون ضبط می شه راحت تر هم هستید .

مسعود امینی:ok  من چون الان کامپیوتر ندارم اینجایی که هستم کامپیوتر دم دستم نیست نوشته های شما رو نمی تونم بخونم  جایی که هستم دسترسی به اینترنت ندارم .

توضیح از مدیر وبلاگ :

در این قسمت درباره ممیزی بعضی از ترانه های داخل کشور در شورای شعر و ترانه ارشاد گفتم و جناب امینی بیان نمودند:

اداره ممیزی که مال ایشون رو تصویب نمی کنه ، اون موقع هام همین وضعیت بود ما هم همین وضعیت و داشتیم.یعنی باید ترانه ها می رفت به خصوص مال من که یه جوری بود که باید زود می رفت و  تصویب می شد . هم رادیو تصویب می شد هم خانه 34 سلطنت آباد که همون  اداره ممیزی یا اطلاعات ، وزارت اطلاعات گذشته  که راجع به کار هنر بود تصویب می شد حالا ایشونم به وضعیت ما مبتلا هستند که ما در نوجوانی مبتلا به اون  هستیم .

حمید: دراین باره به بعضی کلماتی که ارشاد خواستار تغییر آن شده بود توضیح دادم و جناب امینی فرمودند:

آره دیگه در گذشته هم همین جور بود . مترسک ، گل سرخ از این چیزا اون موقع هام  ما از این موضوعها داشتیم الانم داریم.متاسفانه این گونه است .

حمید: اولا سئوالهایی رو که بچه ها روی وبلاگ گذاشتن تو کامنت ها گذاشتن من با شما در میون بذارم . آقای داود فاطمی از وبلاگ طرفداران داریوش از شما پرسیده بودند بعد از آلبوم آشفته بازار که با داریوش داشتین ترانه شمالی رو شما سروده بودین،  دیگه همکاری با داریوش نداشتید چرا؟

مسعود امینی:  واالله دلایل مختلفی داره که این کار انجام نشد واقعیتش این دلایل ،در واقع  دلایل رابطه ای یه .بعد  دلایل اقتصادیه بیشترش چون معمولا این گونه است که خواننده ها حالا من در ارتباط با داریوش نمی گم به صورت عام ،  البته امروز که وضعیت تولید نوار فرق کرده با چندین  سال قبل ، قبلا این گونه بود که خواننده پول ملودی ساز وپول  تنظیم کننده و پول شاعر رو می داد بعدخودش  پولشو از کمپانی که نوار رو می خرید می گرفت یا نه اینی که اگر قرار بود کمپانی این پولو بپردازه کمپانی می پرداخت و همیشه یک  مشکلی این وسط بود از طریق کمپانی که می شد همیشه دیر و زود می شد از طرف خواننده هم که می شد باز همین مشکل بود . و بعضیا  هستند که توان و تحمل در واقع  خیلی چیزا رو دارند  و بعضیها هم ندارند . از این بابت من با داریوش متاسفانه به دلیل همین وضعیت و شرایط نمی دونم بافت اجتماعی ، کمتر با هم کار کردیم بعد از اون .چون  کارهایی داشتیم که قرار بود  من و داریوش و کاظم عالمی با هم دیگه کاری کرده باشیم

حمید: مثل چی ؟

مسعود امینی: یه سری کار کرده بودیم که منتشر نشد متاسفانه .

حمید : می تونید نام ببرید ؟

مسعود امینی: آره ،  منتشر چون نشده نام بردنش هم من فکر نمی کنم  زیاد معنای شیرینی داشته باشه . منتشر نشد ،  وقتی نشد دیگه  فرقی هم نمی کنه آدم توضیحی راجع بهش بده.نمی شه  نمی دونم ،  امیدوارم که یک بار دیگه این مجال پیش بیاد  .بارها شده که زمینه اش فراهم شده ولی من همیشه اکراه داشتم . راستشو بخواید در این ارتباط باید من  مفصلا توضیح بدم که این بافت کار موسیقی به گونه ای است که وقتی یه شعری میاد و  یه خواننده مطرح می شه یه سری اشتباه حسابهای شخصیتی پیش میاد  برای خواننده معمولا که خیلی خودشو دست بالا می گیره در حالی که همون خواننده مهم نیست کی باشه.  اگر شعر همون چند تا شاعر رو نخونه به قضاوت عام می بینیم که مورد اقبال مردم نیست و مسائل دوران مهاجرت هم یه شکلیه که هر کس برای خودش تیم خودشو درست می کنه که از جهت اقتصادی به سودش باشه . من خودموهیچ وقت  وارد این سری بازیا نمی کنم یعنی در اصل شما اون طرف به عنوان شنونده خب طبیعیه وقتی داریوشو می شنوید یا کسی دیگه رو می شنوید معین و می شنوید یا هایده رو می شنوید یا نمی دونم حمیرا رو می شنوید شما فقط اونو می بینید . منتها این طرفش چه موضوعات و مشکلات و معضلاتی هست اینو نمی بینید . بعضیها هستند که تن در می دهند به این روند و بعضیها هم هستند که این کار رو نمی کنند یعنی سعی می کنند که اونها هم برای خودشون در واقع قدرت نمایی اندیشه ای خودشون رو بکنند . من معتقد هستم اگه یک شعر ، شعر درستی باشه ، حرفی برای گفتن داشته باشه با یک ملودی زیبا که ملودی ساز،  لباس شیرین و خوش رنگی را تن ترانه می کنه اون خواننده که مبشر در واقع معرفت شاعر به جامعه و معرفت ملودی ساز به خواننده هست وسیله انتشار معرفت هنر بوسیله خواننده انجام می شه و از این بابت من فکر کردم که خدا چنین لطفی به من کرده و می تونم به هر خواننده ای که برازندش هست اون لباس  اندازه قد و قواره اون آدم هست اون اندیشه رو تن صدای اون بکنم و از این بابت معتقد هستم که خدا این لطفو  کرده من قرار نیست بابت هیچ چیزی  به هیچ جایی  کوتاه بیام  و چیزیایی رو که دوست ندارم ، دلپذیر نیست برام ،  خودم رو درمجراش قرار بدم .که آدم دلشکسته می شه آدم دلزده می شه  من خودمو وارد این بازیا نمی کنم .

حمید: الان باهاشون در ارتباط هستید؟

مسعود امینی: بله بله بله داریوش رفیق همه ی دوران زندگیه منه ، من و داریوش با هم زندگی کردیم یه دوره ای با هم دیگه  چی می گن هم سلول بودیم هم قلب بودیم علاوه بر اون خیلی ساله که ما با هم رفیقیم به هر جهت از نوجوانی . از این بابت حالا موضوع داریوش  تنها هم نیست . خیلی از  شعرها هست که فکر می کنم  اگراون  با  یک ملودی دیگه باشه به یک صدای دیگه هم می شه این رو منتشر کرد و به یک صدای دیگه هم می شه به گوش مردم رسوند . از این بابته که من زیاد درگیر فرد خواننده نیستم اگر چه هر کدوم از اونها به  جای خودشون تاثیر عظمای خودشون رو با مردم دارند اما اگر من یک کاری رو ببینم که نمی شه نمی تونم یا امکانش نیست یا مجالش نیست  به هر دلیلی که یک خواننده ای بدم بخونه، اونو  می دم به یک خواننده ای دیگه بخونه که اونم برای خودش اعتبار خودشو داره و شنونده خودشو رو داره . از این بابت برای داریوش ، وضعیت من و داریوش اینگونه  است که در نهایتی که هر دومون بدمون نمیاد که چنین کاری رو بکنیم ولی زیاد دنبالش نیستیم مگر این اتفاق خودبه خود بیفته مثلا  من شعری داشته باشم دست ملودی ساز باشه ملودی که اون می سازه انگ صدای داریوش باشه بدیم داریوش بخونه والا مثل گذشته که اون روابط اون شکلی بود و ماها  با هم بودیم و با هم  زندگی می کردیم  معمولا شاعرا و آهنگسازا بیشتر هم دیگه رو می دیدند این جوری مجالش کمتره به خصوص این چند ساله گذشته که اتفاقاتی تو زندگی هر کدوم از ما ، ماها رو کمتر به هم نزدیک کرده و بیشتر از هم دور کرده .  ممکنه از جهت مسافتی باشه ، از جهت دلی هم پاره ای اوقات اینگونه هست که دل  دوریه بین بچه ها ولی من با همه اینا یه رابطه انسانی دارم  ، یه رابطه دوستی و رفاقت سی چهل ساله دارم همشون رو دوست می دارم حالا اگر با کسی مجال پیش نمیاد کار کنم خب نمی شه دیگه ، بذارین  پای بافت دوران مهاجرت .

حمید: یکی از دوستان در رابطه با ستار پرسیدند و پرسیده بودند  که به غیر از ترانه آب ، چه کارهایی با ستار داشتید . مخصوصا درباره  ترانه جنوبی پرسیدند ماجرای ترانه جنوبی که من مطلبش و روی وبلاگ گذاشتم . به غیر از آب شما قبل  از انقلاب چه ترانه ای داشتید با ستار ؟

مسعود امینی : من با ستار خیلی کار کردم . والله راستشو بخواین یادم نیست مگر این که بعد اسامیشونو بدم.

تو دوران مهاجرت و غربت  هم من با ستار کار کردم.

حمید: قدم رنجه بود که با ستار کار کردین. اگر قدم رنجه کنین لطفی به این بنده کنین

مسعود امینی : آفرین ،  قدم رنجه بود آره درسته شما بهتر از من  می دونین.

حمید: ترانه جنوبی رو فرزین خوند ستار هم خوند ، فریدون فروغی هم خوند؟

مسعود امینی: نه قدم رنجه روفریدون  نخوند

حمید: نه ترانه قدم رنجه رو نمی گم ترانه جنوبی

مسعود امینی: آره ترانه ی جنوبی ها رو قرار بود اتفاقا فریدون هم  اون موقع ها بخونه که نخوند،  نشد با یک ملودی دیگه فرزین خوند ، با یک ملودی دیگه ستار خوند

حمید: کی اول خوند؟

مسعود امینی: اول فرزین خوند

حمید: قبل از انقلاب

مسعود امینی: بله اینا مال قبل از انقلابه . توی جنوبیای فرزین من خودمم باهاش خوندم.

حمید: یکی از دوستان در مورد ترانه پیر پرسیده بودند و گفتند تو یکی از وبلاگها ترانه پیر رو در واقع با دیکلمه خود شما شنیده بودند با صدای ابی . آیا چنین چیزی هست؟

مسعود امینی : ممکنه من جایی خونده باشم ضبط کرده باشن می تونه احتمالش باشه منتها به اون گونه که با ابی تو نوار خونده باشم نه . ابی تنها خونده تو نوار با ملودی منصور ایران نژاد و تنظیم محمد شمس و کاظم عالمی که اون موقع همه بچه ها با هم هنرستان می رفتند اینا با هم دیگه تنظیم می کردند

صفحه ی ترانه بوی تن تو : کامران ، مسعود امینی

حمید: درسته . سئوال دیگه من ، یک سری سئوالها در مورد ترانه های قبل از انقلاب شما بود، ترانه بوی تن تو هست که من اینجا یادداشت کردم با صدای کامران آیا داریوش هم این ترانه رو اجرا کرده یا نه ؟ چون خیلیها کامران رو با صدای داریوش اشتباه می گیرند؟به خاطر اون شباهت صدایی که داشتند ؟

مسعود امینی: دقیقا درسته همون  اوایلش هم این جوری بود . وقتی نوار شبانه اومد من از ایران اومده بودم بیرون ، چون تو اون نوار خودتون گوش کردین چون  تو شبانه من خونده بودم : آیا اگر اسلام ما این است  

اگر خون پایه ی دین است   بخشکد هر چه آیین است   ای وای من ای ایران   ای زیر نعلین ویران  به دلیل این خونده هایی که تو نوار شبانه بود یه مفهوم دیگه برای مردم زنده کرده بود همه فکر می کردند که کامران ، داریوشه     و بعدها که ابی ، ابی هم  یه اجرایی از این چند تا رو خوند برای شرکت ترانه ، من خودم بارها از مردم می شنیدم که حتی با من جدل می کردند که آقا چرا آهنگهای داریوش رو به اسم مثلا کامران زدین و توضیح می دادم که والله اگه داریوش می خوند می نوشتیم داریوش ،اصلا این صدای داریوش نیست اما صدای کامران از خانواده صدای داریوشه تقریبا .

حمید: ترانه ای از مرتضی از شما جلسه پیش پرسیدم که گفتید که یادتون نمیاد ترانه فقیر نبوده ؟

مسعود امینی : نه نه نه

توضیح ار مدیر وبلاگ : متاسفانه در این قسمت ضبط صدا با اشکال روبرو شد و نزدیک به 10 دقیقه از مصاحبه که شاید حساس ترین قسمت آن هم باشد از بین رفت . درباره سئوال قبل من جناب امینی درباره همکاری های خود با مرتضی گفتند و این که ترانه فقیر را خود لقمان ادهمی ترانه سرایی و آهنگسازی کرده بود . از همکاری های خود با مرتضی گفت که یکی از آنها ترانه پلنگه هست و هم چنین چند تا کار در آلبوم آینده مرتضی که به زودی متشر می شود .

سئوال بعدی و بسیار حساس من از مسعود امینی که از بخت بد ضبط نشد درباره شورای شعر و ممیزی آن زمان بود . ایشان اشاره کردند که بیشتر از همه ترانه های ایشان دچار مشکل می شد چرا که شهیار قنبری بدلیل حضور پدرش حمید قنبری در رادیو دچار مشکلات کمتری بود و یا جنتی عطایی به خاطر حضور اقوامش در رادیو  ، جنتی عطایی ها ، کمتر دچار آسیب می شد و هم چنین ایشان اشاره کردند که در آن زمان بعضی از کارهایشان با نام مستعار مثل امیری منتشر می شد.

در ادامه از مسعود امینی درباره اجرای بعضی از ترانه های مشهور آن زمان مثل برادر جان ، شقایق ، دو پنجره با صدای فریدون فروغی و شایعاتی که امروزه روز وجود دارد درباره عدم اجازه انتشار این ترانه ها با صدای فریدون و ممنوعیت اجرا توسط ایشان و اجرای این ترانه ها با صدای دیگر خوانندگان پرسیدم: .

 

ادامه صحبتهای مسعود امینی از لحظه برقراری مجدد ارتباط:

ولی نتیجتا این می شد که اون شعر رو مثلا به قول شما گوگوش می خونده یا داریوش می خونده  اما اجراهایی از این کارها هست که خونده می شه تو استودیو بعد چون خوب در نمیاد ، جای صدای خواننده نیست یا نوع ملودی به گونه ای است که به اون پوزیسیون صدای خواننده نمی خوره اون یک اجرایی که ضبط شده  دست خواننده و آهنگساز و شاعر می مونه و با یک اجرایی دیگه شعر میاد بیرون . از این چیزا من خودم بسیار داشتم .

حمید: آیا با خانم مهستی شما همکاری  داشتید قبل از انقلاب ؟

مسعود امینی : نه نه

حمید: با کورش یغمایی چطور ؟

مسعود امینی:  نه ، با کورش ما  با هم کار موزیک  می کردیم ولی با هم  کار ترانه نکردیم . اون موقع ها ، الان هر کدوم از اینها برا خودشون اعتباری در ذهن مردم دارند در حافظه تاریخی مردم میهن ما دارند . اون موقع ها اون روابطی که ما داشتیم همون و شماها به  یه شکلی دیگه امروز خودتون تو این سن و سال با هم دیگه دارید ، یعنی خیلی با هم رفیقید اما با هم کار نمی کنین یا با هم کار می کنید خیلی چیزها رو در ارتباط با هم دیگه اعتراف نمی کنید ، نمی گید ، به دلیل روابطی که ممکنه یه موقع یکی با یکی خوب باشه یکی با یکی  بد باشه ، اون لحظه ای که خوب بوده من باب مثال در رادیویی بوده اسم آورده از یک شاعر از یک آهنگساز ، بعد اون رابطه  مثلا شش ماه بعد به اون خوبی نبوده ، ممکنه ده تا  دیگه مصاحبه کرده باشه  اونجا  هیچ وقت اسم نیاورده باشه به خاطر این بعدها که آدم  مراجعه که می کنه می بینه ا  آقا اینجا و اونجا  ننوشته شده مثلا در فلان جا گفته یا شنفته  شده برا آدم سئوال برانگیزه . من با این بچه ها  چون همه با هم کار موزیک می کردیم  با هم دوست بودیم و رفیق بودیم خیلی روزا بوده من خونه  کورش رفتم با کورش کار کردیم قرار بوده کارایی با هم دیگه  بکنیم اون موقع بچگیامون ولی نشده چون اون موقع هر کدوم از ما یک کار جدا ، درسته جفتمون تو کار موزیک بودیم . یه موقع بوده که مثلا  من با یک گروه کار موزیک می کردم ، اون موقع کوروش گیتار می زده ، هنوز خواننده نشده بوده ، بعد خواننده شده ارکستر خودش رو داره ، دیگه ترجیح می ده با گروه نخونه کما این که بعد از این که فریدون دیگه معروف شد  می دونید که این آخر سریا خودش با گیتار تنها می خوند .

حمید : با مارتیک هم کار نکردید؟

مسعود امینی: نه نه

حمید: یک ترانه هم مازیار خوند اوایل انقلاب به نام شهید که بابک بیات آهنگش رو ساخت اون مال شما نبود نه ؟

مسعود امینی : نه . مازیار سالارش مال من بود . بگو بگو مزه ی حرفات شکره

حمید: تو آلبوم شبانه آخر کارا همه سیاسی بود یا عاشقانه هم بود؟

مسعود امینی: والله کارا عاشقانه است همش ، کار سیاسی  هم به نظر من عاشقانه هست . سیاسی به اون مفهوم که امروز مصطلحا هست معروف شده من فکر می کنم خیلی ناصوابه ، شعر معترضه شعر مقاومته ، حالا این شعر معترض می تونه عاشقانه باشه و این حرفها رو  شما بزنید و اعتراض بکنید و حالا اگر  جامعه باهاش برخورد سیاسی می کنه  این به اون مفهومه  که ارزش شعر به بکارتشه و هر کسی هم اونگونه  که دوست داره از شعر برداشت خودشو می کنه و اون چیزی رو که می خواد دریافت می کنه .

حمید: گفتید که در گروه لیتلز کار می کردید آیا در آلبوم ابی لیتلز هم همکاری داشتید؟

مسعود امینی: درست اون موقع هایی که ابی لیتلز خواننده روزگار نوجوانی ما آمده بود کار فارسی می خوند دیگه اون موقعی بود که راستش و بخواید چون دیگه خواننده ها اعتباری بود طبقه بندی بود درش یک و دو سه داشت هیچ وقت ابی لیتلز با اینکه آهنگهای در واقع مصطلحا خارجی به زبان انگلیسی اون موقع ابی می خوند و زیباتر از همه می خوند ، آهنگهای جیمز بروند رو می خوند مثل خودش،  آهنگهای آرتور فرانکلی می خوند ، آهنگهای دمیس روسس رو می خوند ابی ،  اونقدر شبیه دمیس روسس میخوند که وقتی دمیس روسس اومده بود ایران براش خیلی جالب بود که ابی یه دونه  نواری رو هم که خونده بود داد بهش که گوش بکنه ، و یکی از شبایی که بیژن قادری و ابی لیتلز پیش دمیس بودند عکسی هم گرفته بودند که اون موقع ها هم خاطرم هست در مجلات چاپ شده بود . ابی از جهت فارسی خوندن هیچ وقت نتونست به موفقیت کار انگلیسی زبان کردن برسه و درست اون موقع ها بود که ابی کار فارسی می خوند ولی من دیگه تقریبا با چند تا خواننده مشخص بیشتر کار نمی کردم و بعدا هم ابی لیتلز و ابی حامدی از بچگی که ما با هم ارکستر داشتیم باشگاه پست و تلگراف ما می زدیم اون ابی همیشه فارسی می خوند انگلیسی هم می خوند  این ابی فقط انگلیسی می خوند فارسی نمی خوند چون اون موقع اصلا به این معنا مثل امروز که متداول هست این جوری نبود ارکستر و گروه کارشون و اعتبارشون به این بود که آهنگهای فرنگی می زدن به خاطر این بود که این همه گروه تو ایران درست شده بود بعضیاشون فارسی هم می خوندن از این بابت   ابی لیتلز و ابی حامدی ، ما از بچگی چون ابی لیتلزخواننده گروه ما بود خیلی تعصب داشتیم راجع به خوانندمون و روابط رقابتی داشتیم با گروه sun boys    که امیر و امین که دو تا برادر بودند گیتاریست که با ابی کار می کردند بچه های سه راه زندان بودند و همیشه این رقابت چون هردومون در یک جایی میزدیم در هفته در باشگاه پست و تلگراف ،  از این بابت ما همیشه رقابت داشتیم بین این دو تا ابی که هر دوشون آهنگهای خارجی هم می خوندند اما ابی حامدی فارسی می خوند و بعدها هم که شکل موضوع ها عوض شد  ،خواننده شد خواننده تک سلولی ، خواننده خودش  تنها می رفت روی استیج و با گروه نمی رفت یه شکل دیگه ای از موسیقی متولد شده بود که با برنامه های چشمک و شش و هشت و این برنامه ها که در تلویزیون متداول شده بود خواننده ها هم از اون فرم قبلی جدا شدند .  دیگه هر کدوم تنهایی شدند خواننده ، و با یه ارکستری که حالا باهاشون می زد دیگه فرق نمی کرد در حالی که اون موقع خیلی فرق می کرد که چهار تا آدم می رفتند صبح تا شب با هم بودند با هم آهنگ تنظیم می کردند ، با هم آهنگ در می آوردند و با هم کار می کردند وبه خاطر همین  شکلش اصلا عوض شد.

حمید: زمانی که با خانم دینامیک ازدواج کردید آیا باهاشون همکاری داشتید به عنوان ترانه سرا؟

مسعود امینی : نه نه هیچ وقت با هم دیگه کاری نکردیم.

حمید: سئوال دیگه من درباره صفحه ی ترانه رهایی هست . اصلا من این صفحش رو ندیدم. آیا شما این صفحه رو دارید؟

مسعود امینی: نه متاسفانه ، من ندارم صفحه ی رهایی رو ، رهایی بعدها آنچنان مورد اقبال ملی مردم قرار گرفت که دیگه مهم نبود که تو کاست باشه ، رو صفحه باشه یا سی دی باشه . من خودم چیزی از اون روزگار به یادم نیست ، نمی دونم نه  من ندارم ، ولی همون جوری که می دونی همه دارند تو،  ده ها و هزاران و میلیون ها نوار گوناگون در واقع سفر کرده .

حمید: در مورد سانسور که صحبت کردیم خب بسیاری از ترانه های شما ترانه ی معترض بودند و سیاسی قبل از انقلاب و صحبت هم کردید که با سانسور روبرو شدید همین سئوال برای من بود که چه جور مثلا ترانه ی پیر یا سال قحطی مجوز می گرفتند اون زمان ؟

مسعود امینی : نه اونا مجوز نگرفتند دیگه ، به خاطر همین بود ما اینا رو ، اصلا به خاطراین بود که بعدا ما رو گرفتند . دیگه بعدا به جایی رسیده بودیم که

حمید: یعنی مجوز نمی گرفتند و به شکل زیر زمینی منتشر می شدند؟

مسعود امینی: بله اینا همه ترانه های زیر زمینی اون روزگار بودند . آره ما ضبط می کردیم

حمید: خب صفحه هم داشتند دیگه ، صفحه منتشر می شد؟

مسعود امینی: اون موقع دیسکو دوهزار مال خسرو لاوی بود بالای امجدیه ، چیه اسمش ، جالبه منم دیگه یادم رفته ، عجیبه بالاتر از امجدیه ، غیر ممکنه این اسامی رو یادم بره ، خلاصه بالاتر از امجدیه توی خیابون ، بالاتر از سینما که الان شده شیرودی ، اون بالا خیابان کریم خان بود اون جا استودیو دیسکو 2000 بود . دیسکو  2000  این  صفحه ها رو می زد و فروش خوبی هم داشتند اون موقع ، جامعه ی کلیمی باهوش و در واقع عاقبت اندیش اینا همه روی سی دی ما در اصل کار تولید و تکثیر دست جامعه ی کلیمی بود .

 

 

 


ادامه مطلب

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

مصاحبه اختصاصی photomusic  با مسعود امینی ترانه سرای مقیم لس آنجلس

مسعود امینی و فریدون فروغی

 دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره          لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

چشای همیشه گریون آخه شستن نداره          تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

در این شماره باید عنوان کنم که یکی از رویاهای من در زمینه کار اطلاع رسانی به حقیقت پیوست و آن هم مصاحبه یک ساعته من با مسعود امینی شاعر و ترانه سرای معترض دهه 50 و امروز سرزمینمان بود که پس از هماهنگی های لازم به وقوع پیوست. مسعود امینی به اعتقاد من معترض ترین ترانه سرای دهه پنجاه بود که می توان با مرور آثار او به این مسئله رسید. در این مصاحبه که با فروتنی فراوان ایشان همراه بود برای اولین بار مسعود امینی به بازگویی تاریخ ناگفته ترانه سرایی و موسیقی معترض ایران پرداخت و با ذکر ماجراهایی ذهن مرا به سمت و سویی تازه کشاند. در ضمن ایشان در پایان قسمت اول مصاحبه که به بررسی آثار پیش از انقلاب ایشان مربوط است عنوان نمودند که روز گذشته در دفتر مجله جوانان با حضور مهدی ذکایی ، نادر صدیقی ، فرهنگ فرهی و حبشی بر روی وبلاگ شما آمدم و به مهدی ذکایی یادآور شدم که مطالبی را که شما چهل سال قبل نوشته اید را یک جوان در گوشه ای از ایران به بازگویی نشانده و هر مطلبی که خلاف واقعیت باشد ثابت می شود و اگر امروز نیز هر مطلب خلافی را شما منتشر کنید آیندگان خلاف آنرا اثبات می کنند .

قسمت اول مصاحبه من با مسعود امینی :

 سئوال ) جناب امینی ، با تشکر از حضورتون در این مصاحبه . دوست دارم در ابتدا یک بیوگرافی از خودتان برایمان شرح دهید؟

با سلام . من مسعود امینی هستم. متولد سال 1328 تهران . بخش 6 . بزرگ شده خیابان شهباز . مادرم اهل خیابان امیریه هست و پدرم اهل خیابان باغ فردوس مولوی  . مجموعا 5 برادر و خواهر هستیم . 3 برادر و 2 خواهر به طوریکه در نوار شبانه آخر که اوایل انقلاب منتشر کردیم یک ترانه ای هم دارم به اسم هفت سر عائله.

  سئوال ) پس در واقع شما هم محله ای آقای ستار هستید نه ؟

دقیقا . من هم محله ای ستار ، بهمن مفید ، مسعود کیمیایی ، اسفندیار منفردزاده ، هایده ، جمال وفایی ، شورانگیز ، فردین ، و هم چنین عبدالکریم سروش در خیابان شهباز هستم.

سئوال ) با عبدالکریم سروش هم آشنایی داشتید؟

البته ایشان یک نسل بعد از ما هستند اما خوب با خانواده ایشان آشنایی داشتم.

سئوال ) دوران تحصیلی را در کدام مدارس گذراندید؟

دبستان طاهر تنکابنی و گروه فرخی در باغ فردوس مولوی و دبیرستان فرخی و دبیرستان حکیم در میدان ژاله درس خواندم که هم مدرسه ای با کسانی چون پرویز قلیچ خانی ، علی پروین ، گودرز حبیبی ، منوچهر حبیبی ، مهدی مناجاتی ، در دبیرستان حکیم بودم.

سئوال ) آقای امینی . من در آرشیوم اولین ترانه ای که از شما دارم ترانه نمی دونی تو بدون با صدای خانم گوگوش هست مربوط به پاییز 1349 آیا این اولین ترانه شما بود ؟

نه ، نه من قبل از این تاریخ در واقع به عنوان نوازنده در گروه های بسیاری فعالیت می کردم. در ابتدا گروه سه نفره ای با فریدون فروغی و همایون خواجه نوری داشتیم که یک ارکستری بود که من هم جاز می زدم. در گروهی به نام هیپیا هم نوازندگی می کردم . در گروه کتس هم کار کردم. با ابی لیتلز هم همکاری داشتم..در کاکوله در خیابان قصرشیرین هم کاباره ای بود که فعالیت می کردم .در زیر میدون ونک خیابان توانیر کانتری کلاب بود که با گروه لیتلز کار کردم. در کتس با سیاوش قمیشی همکاری داشتم.به عنوان نوازنده در هیپیا ، گروه لیتلز ، کتس که با بلک کتس شهبال فرق داشت و سپس گروه فلاورز کار کردم.  تا این که به گروه فلاورز پیوستم و همراه این گروه صفحه ای را منتشر نمودم که شامل ترانه های من بود. در واقع اولین ترانه های من در گروه فلاورز بود . من از دوران نوجوانی شعر می نوشتم. و هم چنین کار نوازندگی می کردم. از نوازنده های آن دوران می توان به هوشنگ شاهوردی ، خسرو پیشکاری ، ناصر کامدار و منوچهر یاد کرد و در گروه هیپیا هم فرنوش ، سعید و تورج حضور داشتند. البته عکس های زیادی از آن دوران در سایت من www.  Masoudamini1.com   موجود هست که می توانید ببینید. در واقع نخستین ترانه های من در گروه فلاورز بود و بعد ترانه هایی را برای ضیا سرودم که همان ترانه لب لب لب من  بود که منتشر شد.

مسعود امینی

 سئوال ) آقای امینی برگردیم به ترانه های شما یکی از جنجالی ترین کارهای شما ترانه پیر با صدای ابی هست دوست دارم در این باره توضیح بفرمائید؟

ترانه پیر با آهنگی از منصور ایران نژاد ضبط شد . آهنگسازی که آهنگهای شب ( خورشید تو خوابه چشماشو بسته ) با صدای ابی و رهایی با صدای داریوش ساخت. این ترانه پس از صفحه شدن و انتشار توسط ساواک جمع آوری شد . چرا که در این ترانه به سیستم معترض شده بودیم.آنجا که من می گویم بسه بسته ها رو رها کنید خوب و از بد سوا کنید بر فقیران این ستم ها تا به کی  و همین امر باعث شد تا صفحه ترانه را کاملا جمع آوری کنند. پس از آن ترانه من و دل را با آهنگی از بابک افشارو صدای داریوش  کار کردم.

 سئوال ) این ترانه درشهریور 1352 منتشر شد ؟

متاسفانه تاریخ ها را به یاد نمی آورم . ممنون که یادآوری می کنید.پس از من و دل ترانه رهایی را با صدای داریوش ضبط کردیم با آهنگی از منصور ایران نژاد و تنظیم مشترکی از محمد شمس و کاظم عالمی .که اجرای این ترانه با صدای داریوش منجر به دستگیری من و داریوش شد.

 سئوال ) آقای امینی . اگر خاطرتان باشد چند سال پیش داریوش مصاحبه ای با رادیو bbc داشت و درباره دستگیری اشان در سال 53 همراه با شما و دیگر کارورزان ترانه صحبت هایی را انجام دادند که داریوش میرباقری در رادیو صدای ایران آقای عباس پهلوان را روی خط برنامه آوردند و ایشان علیه داریوش صحبت هایی انجام دادند. درهمان برنامه شما هم روی خط برنامه آمدید و از داریوش  دفاع کردید.؟

البته فکر کنم سعید قائم مقامی بود نه میرباقری .

 سئوال) نه نه دقیقا خاطرم هست که داریوش میرباقری بود

بله به هر حال من روی خط اومدم و عنوان کردم که این صحبت ها چیست که شما می گویید. چرا تاریخ را عوض می کنید.

 سئوال ) آقای امینی شما چه مدت در زندان بودید؟

من در سه نوبت در زندان بودم. یکبار یک ماه ، بار دوم 5 ماه و مجموعا نزدیک به یک سالی زندان بودم.

 سئوال ) البته آقای داریوش در 6 شهریور 53 دستگیر شدند؟فصل بازی های آسیایی تهران ؟

اگر داریوش 6شهریور دستگیر شده من هم دو یا سه روز بعد دستگیر شدم.

سئوال )همراه با شما شهیار قنبری و جنتی عطایی هم دستگیر شدند ؟

بله شهیار را یک روز بعد ، ایرج را هم چند روز بعد آزاد کردند.

سئوال) البته آقای جنتی عطایی  در کتابی به نام مرا به خانه ام ببر عنوان نمودند که داریوش به خاطر ترانه بن بست دستگیر شده؟

نه ، ترانه بن بست چند ماه قبل از این تاریخ منتشر شده بود . حتی داریوش ترانه بوی گندم را هم خوانده بود . در واقع پس از بوی گندم ،  داریوش ترانه رهایی من را خواند و دیگر سیستم نتوانست ما را تحمل کند و همه ما را دستگیر کرد. در واقع با ترانه رهایی بود که مسئله علنی شد..من یادم می آیِد که ترانه رهایی را به خانواده شهید مهدی رضایی تقدیم کرده بودیم یا ترانه قاصدک را که فریدون فروغی خواند به مناسبت اعدام خسرو گلسرخی سرودم.در ترانه رهایی آنجا که می گویم کتاب کهنه دیگه خوندن نداره منظورم همان کتاب  انقلاب  سفید شاه و ملت بود . معلوم است که ما را تحمل نمی کنند.

 سئوال ) آیا با داریوش هم سلول بودید ؟

من نزدیک به دو ، سه ماه با داریوش هم سلولی بودم.البته این را بگویم که من و داریوش ابتدا در دو سلول انفرادی مجزا بودیم. من در سلول شماره 13 زندان اوین و داریوش در سلول شماره یک. البته من تا پیش از روز چهارم آبان نمی دانستم که داریوش در سلول روبرویی من قرار دارد. در روز 4 آبان ماه یک سری شکلات برای زندانیان به نام شکلات داداش زاده می آوردند و بین زندانیان تقسیم می کردند که وقتی وارد سلول من شدند من آنها را نخوردم. روز 9 آبان مجددا وارد سلول من شدند. وقتی در سلول باز شد داریوش را در سلول انفرادی  روبرویی خودم دیدم که در گوشه سلول نشسته بود و از آنجا بود که من دانستم داریوش هم در آنجا زندانی است.پس از آن روز من را به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند که افرادی چون کورش لاشائی و یک سری از مهندسین کشاورزی که برای توسعه کشاورزی فعالیت می کردند ولی در واقع درس چریکی می دادند و یا پمپ بنزین آتش می زدند در آن بند عمومی حاضر بودند. البته در ابتدای دستگیری من در کمیته مشترک ضد خرابکاری در شهربانی واقع در میدان توپخونه زندانی بودم که در آنجا با بعضی از نیروهای مجاهدین خلق مثل موسی خیابانی یا مسعود رجوی هم بند بودم. بعد که ما را به زندان اوین منتقل کردند از بندهای دیگر می شنیدیم که مثلا چه کسان دیگری در آنجا زندانی هستند . به هر حال ما بچه مسلمان بودیم. خیلی ها نمازخوان  بودندو....

 سئوال ) آقای امینی شما دراوایل سال 53 با خانم آتوسا پناهی که از بازیگران سریال مراد برقی بودند ازدواج کردید؟

نه خیر من ازدواج نکردم . بلکه یکبار که ایشان مرا در مجلسی دیدند عاشق من شدند ولی ازدواجی اتفاق نیفتاد.  من به یک نوار فروشی در خیابان فرح رفته بودم که دیدم یک افسری آمدند و عنوان کردند که ایشان از من شکایت کرده . وقتی نزد دادستانی رفتم دادستان بیان نمود که باید با ایشان ازدواج کنم تا از زندان بیرون بیایم. من هم گفتم من در زندان باقی می مانم ولی با ایشان ازدواج نمی کنم. من ازطریق یکی از عموهای ناتنی ام که در شهربانی کار می کرد و با رئیس زندان قصر دوست بود صحبت کردم و ایشان گفتند که برو دادگاه قبول کن و سند را امضا کن و بعد از 24 ساعت بعد هم طلاق بگیر که همین کار را کردم.

مسعود امینی و علی رضا میبدی

 سئوال ) در اوایل سال 54 هم با خانم دینامیک که از خوانندگان وقت بودند ازدواج کردید درسته ؟

بله. دو سه روزبعد از این  که من از زندان اوین آزاد شدم منزل ما به کنار پارک ساعی کوچه آبشار  منتقل شده بود . در خیابان یوسف آباد در حال گذر بودم که دیدم خانم دینامیک با bmv جلوی پایم ترمز زدند. از آنجا بود که با ایشان آشنا شدم و مدتی بعد ازدواج کردم. اگر چه پدرم به شدت مخالف این کار بود و می گفت چرا  پسر من باید با یک مطرب ازدواج کند و همین مخالفتها باعث شد تا مدتی بعد از هم جدا شویم.

 سئوال ) آقای امینی آیا  در حال حاضر مجرد هستید؟ آیا فرزندی ندارید؟

بله من خوشبختانه مجرد هستم. البته بعد از آن صاحب یک فرزند پسر هم شدم در 29 سال پیش که بیشتر از یک ماه برای آن بچه پدر نبودم و بعد ازآن هم دیگر او را ندیدم. شنیدم که چند مدت پیش از ایران به اروپا آمده و از یکی از دوستانم سراغ من را گرفته ولی چون نمی خواهم او دیگر شریک دردهای ما در اینجا باشدو هیچ وقت هم من را ندیده .....

 سئوال ) آقای امینی . چند سال پیش، پس از مرگ فریدون فروغی در ایران کتابی منتشر شد به نام خفته در تنگنا که شامل مصاحبه هایی با فریدون فروغی بود و در آن مصاحبه صحبتهایی را ایشان ذکر نمودند. از جمله در مورد شما که گفته بودند: شما از معدود کسانی بودید که ترانه های به شدت سیاسی می گفتید  تا حدی که هیچ خواننده  و آهنگسازی جرات نمی کرد روی آنها کار کند . بعدها فهمیدم که او خودش یکی از عوامل ساواک بوده است دوست داشتم در این باره صحبت بفرمایید؟

بله . یکی از دوستانم در سوئد به نام آقای عباس هژیر که عضو حزب سبز سوئد نیز هستند در کنفرانسی که حزب جمهوری خواهان در اینجا داشتند این کتاب را به من دادند . واقعا شرم آور است. مجموعه ای از دروغ ها و تحریف ها در این کتاب منتشر شده .حتی من از طریق یکی از ناشرین در ایران این مسئله را پیگیری کردم تا این که متوجه شدم ناشر آن بعدها رئیس اطلاعات زاهدان منصوب شده . مثلا گفتند که فریدون فروغی جلوی شاه رفت و ترانه همیشه غایب را خواند وبعد بیرون آمد. یک مشت دروغ و اراجیف را به اسم کتاب جمع آوری کرده اند . خود شما  که در آنجا هستید . عین این می ماند که شما پیش آقای خامنه ای بروید و یک شعر بر ضد ایشان بخوانید . خنده دار است.

 سئوال ) یا مثلا در آن کتاب گفته شده که ترانه خاک را ساواک به در خانه فریدون برده  همراه یک چک و فریدون چک را پاره کرده ولی از شعر خوشش آمده و آنرا اجرا نموده ؟

این هم یکی دیگر از دروغ های این کتاب است. چرا که اصلا زمانی که من ترانه خاک را نوشتم در زندان اوین بودم. در آن زمان که ما در زندان بودیم مثلا ایرج جنتی عطایی ترانه رسول رستاخیز را نوشت. من هم ترانه خاک را درزندان نوشتم. اصلا قرار نبود این ترانه را فریدون اجرا کند. این ترانه را قرار بود مازیار بخواند که من شعر آن رابه  منوچهر چشم آذر دادم. منوچهر چشم آذر در حال حاضر حی و زنده حاضر است. که بعد فریدون روی این شعرآهنگی ساخت و منوچهر هم تنظیم کرد. 98 در صد مطالبی که در این کتاب آمده چیزی جز دروغ نیست .من قویا تکذیب می کنم. خدا را شکر می کنم که من بدون هیچ پشتوانه ای از خیابان شهباز آمدم .خدا هم لطف کرده اگر من به جایی رسیدم. گفتند ترانه هایش را خودش نمی سروده بلکه خواهرش می سروده . و از این دست دروغ ها و اراجیف که در این کتاب هست.

 سئوال ) از ترانه هایی که پیش از انقلاب سرودید حرف بزنید؟

با فریدون فروغی ترانه های قوزک پا ، خاک ، سال قحطی ، و قاصدک را بر روی فیلمی به نام کیفر  و با آهنگی از بابک افشار کار کردم.با داریوش ترانه  من ودل ، رهایی ، با ابی  ترانه پیر ، جدائی ،  با فرزین ترانه دم بگیرین ، بانی ، جنوبی ، با عارف ترانه ماشین دودی  ، با ستار ترانه آب با آهنگی از منوچهر چشم آذر کار کردم. با مرحوم مازیار ترانه سالار را با آهنگی از محمود قراملکی ،با  افسرشهیدی ترانه جدایی ( روزی که از تو جدا شم روز مرگ خنده هامه) ، هایده ترانه حرف تازه با آهنگی از انوشیروان روحانی ( من از تو منتظر یه حرف تازم) ، شماعی زاده ترانه مهمونی ( کنج دیوار هشتی مون پرستو لونه کرده ) ، کامران ترانه بوی تن تو و...ترانه ای با صدای مرتضی با آهنگی از لقمان ادهمی که الان حضور ذهن ندارم و بسیاری از ترانه های دیگر را  کار کردم.

ببینید .بعضی از ترانه های قدیمی ام باعث خنده من می شود.  به هر حال این ترانه ها بخشی از شناسنامه من محسوب می شود. شاید من بعضی از کارهای دیروزم را دوست نداشته باشم چرا که اندیشه امروزم را بیشتر می پسندم. از لحاظ شکل و تعریف علمی.

 سئوال ) ترانه بوی تن تو کامران را ابی هم خوانده . کدام یک زودتر ترانه را اجرا کردند ؟

کامران ابتدا ترانه را خواند و بعد ابی آنرا بازخوانی کرد.

  سئوال ) با خانم حمیرا هم پیش از انقلاب همکاری داشتید ؟

نه  پیش از انقلاب با حمیرا کار مشترکی نداشتم ، بعد از انقلاب با هم همکاری کردیم.مثل بهاربهاره امسال ، پرنده های دربدر ، قناری .

 سئوال ) در زمان انقلاب بسیاری از هنرمندان فعالیتهایی درباره انقلاب انجام دادند مثل اسفندیار منفردزاده که ترانه بهاران خجسته باد یا وحدت با صدای فرهاد را کار کرد آیا شما هم در این زمینه فعالیت داشتید؟

بله در همان روزها آلبومی توسط من و خسرو پیشکاری به نام از قیام تا شهادت با صدای منوچهر سخایی و محمد اتابخشی  ضبط کردیم. که این آلبوم که نزدیک به هشتصد هزار تومان فروش داشت را به جبهه ملی و دکتر حصیبی از یاران دکتر مصدق پیشکش کردیم و پول آن را به خانواده شهدای انقلاب تقدیم کردیم. در آن اوایل پیش از آنکه قطب زاده به تلویزیون بیاید در تلویزیون فعالیت می کردیم. خاطرم هست که یک روز بچه ها ،  خاله شاه را دستگیر کرده بودند. مادر سهراب مهوی . و نزد ما آورده بودند که بسیار گریه می کرد . ما هم به او گفتیم نترسید . او را به خانه اش که می گفت اجاره ای است بردیم و دو آدم مسلح را نیز برایش گذاشتم تا از او حفاظت کنند. بعد هم گفتند مسعود امینی صد میلیون از خاله شاه پول گرفته و او را آزاد کرده.ما انقلاب کردیم که ظلم نباشد نه این که آدم بکشیم.متاسفانه ما چوب همه را خوردیم. همین مسئله  نیز باعث شد تا خلخالی ما را دستگیر کند . در کرج  ما را دستگیر کردند ما را به اصطبهل جهانبانی بردند و در آنجا زندانی کردند . موها و نصف سبیل ما را هم تراشیدند و بعد به زندان قصر منتقل کردند .

پس از آن نیز آلبومی به نام شبانه آخر با علی رضا میبدی منتشر کردیم با حضور خوانندگانی چون کامران ، مرحوم رضا منفرد ،علی صادقی ،  شوریده ، افسر شهیدی و معین که ترانه یکی را دوست می دارم از من  در آن آلبوم خواند.پس از انتشار این آلبوم از کشور خارج شدم و یک نسخه از شبانه آخر را همراه خودم بیرون آوردم و در اختیار رادیو عراق ، رادیو باکو قرار دادم و یک نوار تبدیل به میلیون ها نوار شد. . در سال 58 از کشور خارج شدم . از طریق کردستان به عراق رفتم . پس از آن به فرانسه رفتم و از طریق فرانسه هم به اسپانیا منتقل شدم.

سئوال ) آقای امینی قرار بود کتابی از شما به نام دو رکعت عشق که شامل 102 تا از ترانه های شماست منتشر شود آیا این اتفاق افتاد یا خیر ؟

نه متاسفانه . موفق به انجام این کار نشدم. به هر حال گرفتاری های کاری باعث شده تا این کتاب منتشر نشود.

توضیح از مدیر وبلاگ :

این قسمت اول مصاحبه من با مسعود امینی ترانه سرای معترض در دهه پنجاه بود . در ضمن از دوستان درخواست می کنم چنانچه سئوالی از جناب امینی در زمینه ترانه و آثاری که ایشان منتشر کرده اند دارند در قسمت کامنت ها منتشر کنند تا در قسمت دوم مصاحبه ام با ایشان این سئوالات را مطرح کنم.ایشان با فروتنی و تواضع بی حد و حصری به تمامی پرسش ها با روی باز پاسخ می دهند و از بیان هیچ موضوعی نیز به قول خودشان ابایی ندارند.همان گونه که مشاهده می کنید مجموعه ای از ترانه های معترض در دهه پنجاه توسط ایشان سروده شدند که متاسفانه در فضای اطلاع رسانی حاکم هیچ ذکری از آنها نیامده. البته در قسمت دوم اگر به بررسی آثار ایشان در بعد از انقلاب بپردازیم می توانید به قضاوت صحیحی درباره تعهد یک ترانه سرا و هنرمند رسید.

 

 



  • تعداد کل صفحات:20 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...