تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی - پست های دی 1386

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

پرده اول : به مناسبت درگذشت اریک تنظیم کننده فرانسوی

گمشده

خواننده: مرجان

شعر: بهروز رضوی

آهنگ: فریبرز لاچینی

تنظیم: اریک

سال انتشار: 135۷

اونی که می خواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

اسم تو رو رو بال مرغا نوشت

رو کنده ی سبز درختا نوشت

یه روز که بارون می اومد بهش گفت

یه روز دیگه رو موج دریا نوشت

دریا با موجاش اونو از خودش روند

مرغ هوا گم شد و اونو گریوند

باد اومد و تو جنگلا قدم زد

اسم تو رو از همه جا قلم زد

ببین جدایی چه به روزش آورد

چه سرنوشتی که براش رقم زد.

 

پرده دوم : نقدی بر گفته های فریدون خوشنود

فریدون خوشنود

چند هفته پیش فریدون خوشنود آهنگساز قدیمی موسیقی پاپ مهمان برنامه سه شنبه شبهای رادیو پیام بود. برنامه ای که هر سه شنبه ساعت ده شب پخش می شود واهالی موسیقی جدید و قدیم در رابطه با آن به ایراد سخن می پردازند.فریدون خوشنود را قدیمی ترها بیشتر می شناسند . آهنگسازی که در دهه پنجاه کارش را آغاز کرد و آهنگهای به یادماندنی فراوانی را خلق کرد. ایشان در این مصاحبه پیرامون موسیقی در بعد از انقلاب فرمایشاتی را بیان نمودند و از همکاری خود با علیرضا افتخاری، محمدحشمتی و دیگران بالیدند وصداهایشان را تحسین نمودند.. اما در پایان این مصاحبه آنجا که مجری برنامه از ایشان در رابطه با کارهای قدیمی و پیش از انقلاب ایشان سئوال نمودند و از ایشان خواستند چند تا از کارهای قدیمیشان را نام ببرند جناب خوشنود در کمال ناباوری عنوان کردند که دوست ندارند در رابطه با کارهای قبل از انقلابشان صحبت کنند و آن کارها آثار قابل ذکری نیستند. برای من که حداقل شنونده کارهای جناب خوشنود بوده ام و در این مقال می توانم لیست بلند بالایی از آهنگ های ایشان را فهرست کنم شنیدن این سخن باعث تاسف و تاثر تمام شد.البته برای کسی که در تمامی این سالهای بعد از انقلاب تنها دلخوشیش منتظر ماندن برای فرارسیدن بهمن ماه وشنیدن آهنگ الله الله خود با صدای رضا رویگری از تلویزیون برادر ضرغامی است آن هم بر روی تصاویر گلوله و دشنه دیگر توقعی نمی توان داشت.

 فریدون خوشنود کار آهنگسازیش را سال 1352 با مهستی آغاز کرد و یک سال بعد خواننده جوانی به نام نوش آفرین را کشف نمود و به جرات می توان گفت تمامی آهنگهای پیش از انقلاب نوش آفرین را ساخت . او در سال 1354 آهنگ ترانه همیشه ماندگار مستی با صدای هایده و با شعری ماندگار از اردلان سرفراز را ساخت. در اواخر سال 1354 با لیلا کسری (هدیه)آشنا شد.شاعری که شعر نو می سرود و در این زمینه دو کتاب را هم منتشر کرده بود. اما به درخواست و پیشنهاد فریدون خوشنود رو به ترانه سرایی آورد و با اولین ترانه خود به نام دعای سحر با صدای هایده  وبا آهنگ فریدون خوشنود رسما ترانه سرا شدودر این راه ترانه های ماندگاری را بر روی آهنگ های فریدون خوشنود  ارائه نمود.در سال 55 فریدون خوشنود آهنگهایی از جمله ترانه هراس با صدای ستار( گریه هام کوه صبور و می شکنه) ، صدای زنگوله ها (ستار) ، شب مرد تنها( ابی)( شبی با خیال تو همخونه شد دل     نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل) شاخه نبات (مهستی)( بگو در شبای توچی می گذره     بی من از شبای تو کی می گذرهغم دنیا(مهستی)( غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم) رنگهای انار (نسرین)  ، هیچ ، خط ساحل ، خلقت ،کاکلی،حوا،  راهبه(نوشافرین)، در سال 56  شب ویرونی با صدای ستار وشعری از اردلان سرفرازو.....را ساخت.

با این همه کار به یاد ماندنی و کارهای زیبای دیگر که در این میان از آنها نام برده نشد ایشان برایشان خفت بار است که از آثار دوران طاغوت یادی به میان آورند. جناب خوشنود که به یک باره با شنیدن صدای انقلاب همچون دیگر بزرگان عرصه هنر چه خواننده چه ترانه سرا و چه آهنگساز به صف انقلابیون پیوست در گرماگرم روزهای انقلاب برای ادا کردن دین خود به امت همیشه در صحنه آهنگ الله الله را با صدای رضا رویگری ساخت. (ایران ایران ایران رگبار مسلسل هاست)تا هر سال در سالگرد انقلاب از سیمای جمهوری اسلامی چون پتک بر روان مردم رژه برود.

راستی آیا برای شخص جناب خوشنود با این همه آثار درخشان در دوران پیش از انقلاب که امروزه روز بعد از سی سال هنوز شنونده خاص خود را دارد نام بردن از حداقل نام ترانه ها و یا نام بردن از نام ترانه سرایان آثار ایشان برایشان خجالت آور است.آیا ایشان حداقل از روح پاک لیلا کسری (هدیه) شرمنده نیستند که با اصرار شخص ایشان یعنی جناب خوشنود روی به ترانه سرایی آوردند اما امروز به سادگی با بیان چند جمله که آن آثار در خور نام بردن هم نیستند از این ماجرا می گذرند . آیا به اعتقاد ایشان ترانه مستی با صدای هایده و ترانه ماندگار اردلان سرفراز لیاقت حتی نام بردن را هم ندارد. آیا این ترانه حداقل کمتر از آثار این سالهای ایشان با صدای حشمتی و افتخاری ودیگران است؟ راستی آیا جناب خوشنود سی سال پیش هم این گونه می اندیشیدند. تاریخ که حرف دیگری را می زند.ایشان سی سال پیش در مصاحبه ای با مجله جوانان که تصویر آن را هم می توانید ببینید و متن کامل آنرا هم نمی آورم تا ایشان بیش از اینها شرمنده نگردند در باره موسیقی و ترانه این گونه گفته اند:ترانه های امروز ارزش فوق العاده ای دارند .

فریدون خوشنود

استفاده از موزیک مدرن در موسیقی کشور یک تحول چشم گیر است و از ترانه های جدید مستی با صدای هایده ، دعای سحر (هایده ) ، شاخه نبات(مهستی) ،هراس(ستار) ، و رو خط ساحل را انتخاب می کنم. یعنی ایشان در جواب پرسش گر که اگر بخواهید نام پنج ترانه برتر موسیقی پاپ را نام ببرید نام کدام ترانه ها را خواهید آورد ایشان فقط از آهنگ های خودشان نام برده اند.

و یک سئوال دیگر که از ایشان دارم و بسیار دوست می دارم ایشان این پرسش من را بی پاسخ نگذارند این است که اگر ایشان اعتقادی به آثار پیش از انقلاب خود  نداشتند پس چگونه است که به خود اجازه می دهند تا ترانه دعای سحر زنده یاد لیلا کسری و با صدای هایده را بازخوانی اسلامی کنند  و توسط محمد حشمتی تولید مجدد شود و از صداو سیمای برادر ضرغامی پخش گردد و نام متبرک ایشان هم در مقام آهنگساز قید گردد.   

پرده سوم:مصاحبه با  پرویز مقصدی پدر موسیقی مدرن ایران

مطمعنا همگان با نام پرویز مقصدی آشنا هستید. آهنگسازی که تاریخ موسیقی ایران بلا شک مدیون اوست. آهنگسازی که بعد از انقلاب ایران به سکوتی 28 ساله پرداخت و هیچ کار موسیقیایی انجام نداد ، در هیچ محفل و محیط هنری حاضر نشد و یک سکوت تلخ و طولانی را آغاز نمود. امروزه روز هم در امریکا اما در شهری غیر از لس آنجلس و دور از هیاهوی هنری زندگی می کند.

شاید برای شما هم تعجب آور و پرسش انگیز باشد که چرا آهنگسازی نظیر پرویز مقصدی که در واقع آغاز کننده موسیقی پاپ و از نوع مدرن آن است این گونه از دنیای موسیقی کناره گیری نموده.برای این منظور یکی از آخرین مصاحبه های ایشان در زمان حضورشان در ایران را برایتان نقل می کنم تا بدانید حدیث مکرر قصه موسیقی این سرزمین سر دراز دارد و تا زمانی که مردم این سرزمین و اهالی موسیقی و هنر با بزرگانی نظیر مقصدی این گونه برخورد می کنند ما در هیچ زمینه ای به رشد و عقلانیت نمی رسیم.

هفته نامه جوانان دوشنبه 16 آبان 1356

پرویز مقصدی : من هرگز فکر نمی کردم«خوانندگان »اینقدر نمک نشناس باشند.

مقصدی نمی داندباید کجا زندگی کند؟ به امریکا بازگرددیا بماند.

پرویز مقصدی آهنگساز مشهورکه برای اقامت همیشگی به امریکا مهاجرت کرده بود بعد از چند ماه دلش هوای وطن کرد وبه ایران بازگشت و حالا بر سر دو راهی مانده که بماند یا برگردد.خبرنگار جوانان که از بازگشت وی اطلاع حاصل کرده بود به دیدار وی شتافت و با وی به گفتگو نشست.

مقصدی چه گفت:

مقصدی در پاسخ این که چرا زندگی خود را فروختی و به امریکا رفتی در حالی که کار تو و آثار تو ایرانی است و متعلق به این مملکت گفت : راستش بزرگترین عامل سفر پر از دلتنگی من به امریکا نمک نشناسی خوانندگان بود که از فکر و ذهن و اثر من به همه چیز رسیدند و قدر نشناختند.

20 سال پیش

مقصدی به خبرنگار جوانان گفت: بیست سال پیش وقتی اولین آهنگهای خود را برای اجرا به خوانندگان سپردم هیچ گاه فکر نمی کردم تا این حد دستم بی نمک و خوانندگان نمک نشناس باشند. شما کافی است نگاهی به کارنامه زندگی خصوصی و هنری هر آهنگسازایرانی بیاندازید و بفهمید که درد بزرگ من چیست؟

من به عنوان آهنگساز در حقیقت خالق اثر هنری هستم و در این میان خواننده به همه چیز می رسد و من هنوز اندر خم یک کوچه ام. هر بار که خواننده تازه نفسی پیش من آمده ، آنقدر مودب ، مهربان و محجوب بوده که دگرگون شدم و گفتم که مقصدی خودشه ...همون کسی که دنبالش می گشتی ...همون که قدر زحمات تو را خواهد دانست و نمک نشناسی نمی کند . وقتی اولین آهنگ را به او می سپردم هنوز سربزیر و آرام بود ولی وقتی با دومین و سومین آهنگ جان می گرفت و نامه های عاشقانه دخترها ، پیشنهادات و قراردادها را پیش چشم می دید رنگ عوض می کرد و دیگر مرا نمی شناخت.

باورتان می شود ؟ همین عکس العملها و همین قصه های غم آلود تکراری آهنگسازوخواننده مرا ناامیدو دل شکسته ساخت و ناگهان تصمیم گرفتم برای همیشه به کشوری غریب بروم.و آنجا برای غریبه ها آهنگ بسازم و یا اصلا برای دل خودم بسازم و به کار آزاد بپردازم و زندگی را بگذرانم.

تحول در موزیک

حتما می دانید که من اولین آهنگسازی بودم که در موزیک ایرانی تحولی بزرگ و دور از انتظار بوجود آوردم وبا کمک هارمونی غرب، ملودی های ایرانی را دچار دگرگونی ساختم و یک موزیک مدرن به مردم ارائه دادم. در این راه خوانندگانی را ساختم و به شهرت و محبوبیت و ثروت رساندم . حتما خودتان می دانید:

ویگن، گوگوش ، آرتوش، رامش، عارف، داریوش، افشین مقدم، کیوان ، نلی، ماسیس، اونیک ، لیلا فروهر و بالاخره مرجان که البته هنوز به درستی این آخری را بررسی نکردم و امیدوارم غیر از بعضی همکاران خواننده باشد.

گردن کج

بعضی از این دوستان خواننده را به یاد می آورم که با گردن کج و لبخند معصومانه نزدم آمدند ، آهنگهایم را خواندند و وقتی جیبشان پر پول شد ناگهان همه چیز را فراموش کردند ، حق شناسی و قدردانی که نکردند هیچ بنده را به جا هم نیاوردند و از همه اینها گذشته کلی هم طلبکار شدند ، چون به اصطلاح خرشان از پل گذشته بود ، من که ابتدا جناب آقای پرویز مقصدی بودم کم کم آقای مقصدی بعد پرویز آقا ...بعد پرویز آنگاه اون آهنگسازه شدم.و بعد دیگر مورد شناسایی هم نبودم . راستی افسوس ندارد ناامیدی و دلسردی بوجود نمی آورد؟

آهنگهای موفق

مقصدی ادامه می دهد: من آهنگهای موفق را ساختم ، خواننده به ثروت ، محبوبیت، و ویلا و اتومبیل آخرین سیستم و موقعیت عالی رسید . کمپانی نوار وصفحه بر اندوخته بانکی خود افزود و من در پرداخت قسط ها واماندم و مجبور شدم شب و روز با هم کار کنم و تنها دلم خوش بود که گاه در جائی نام من نیز همراه فلان آهنگ موفق بیاید ولی چه فایده ؟ این قسمت آخری هم چنگی به دل نمی زند چون دیگر هر کسی از راه رسیده آهنگساز و خالق اثر شده است. هر کسی دنبال شعر و آهنگ دوید و به نتیجه نرسید ناگهان خودش آهنگساز وترانه سرا شد چون ضابطه و مقررات و قانونی ندید.

خب !من این ها را دیدم .دلم گرفت ، مدتی سکوت کردم و بعد هم ویلا و اثاثیه خود را فروختم و با همسر و بچه هایم به امریکا رفتم تا برای همیشه در این دیار بمانم ولی بعد از چند ماه دیدم یک آهنگساز که در فضای ایران بزرگ شده و آثارش را خلق کرده در دیار غریب دلش می گیرد و شدیدا احساس غربت می کند حالا برگشته ام تا آخرین تصمیم خود را بگیرم ....که آیا با این وضع بسازم و دم نزنم و یا برای همیشه دست از کار بکشم و راهی دیار غریب بشوم ...حالا تنها یک دو راهی بزرگ روبروی خود دارم و یک تصمیم عاقلانه و قطعی . بمانم یا بروم ؟ به هر حال  در این باره فکر خواهم کرد.

 

 

 



 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

برای صدایی بالاتر از صدا : ابی

روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو     

شکل کدوم حقیقته چهره ی بی نقاب تو

وقتی تن حقیرم و به مسلخ تو می برم

مغلوب قلب من نشو ، ستیزه کن با پیکرم

اسم من و از من بگیر تشنه ی معنی من ام

سنگین بار تن برام،  ببین چه خسته می شکنم

در این قسمت مجموعه ای از مطالب نوشته شده درباره ی ابی در مجله جوانان سالهای 54 و 55 را گردآوری کرده ام. اما قبل از هر چیز لازم است این توضیح را عنوان کنم که شاید در تقسیم بندی ژورنالیستی این گونه مطالب چندان اعتبار و ارزشی نداشته باشد و به عنوان مطالب زرد یاد گردد اما باید این توضیح را بدهم که من صرفا برای تجلیل از این هنرمندان هر گونه نام و مطلبی را که در مجلات سابق آورده شده نقل به مضمون می کنم و در روایی و پایایی این گونه مطالب طبیعتا درک و اندیشه مخاطب حرف اول را می زند .

هفته نامه جوانان دوشنبه 15 اردیبهشت 1354 (روی جلد عکسی از ابی و شهرام )

هفته نامه جوانان 22 اردیبهشت 1354

می خواستند بین ابی و شهرام اختلاف بیاندازند.

 موفقیت بیش از حد ابی و شهرام باعث شده تا خیلی ها در صدد ایجاد نفاق و کدورت بین آن دو برآیند ولی با این که خیلی در این کار پیش رفتند ولی تیرشان به سنگ خورد و ابی و شهرام متوجه شدند حسودان چنین دامی پهن کرده اند . ابی و شهرام که هر دو جوان و تازه نفس هستند هر یک به تنهایی با خواندن ترانه هایی چون شب ، طپش ، آچیلی پوم و بای بای به موفقیتهای زیادی دست یافتند به طوری که بلافاصله کاباره ها از آن دو برای اجرای برنامه دعوت کردند و به دنبال آن هم فیلم سازان به سراغشان رفتند. شهرام در فیلم شب غریبان بازی کرد و صحبتهایی در پیش است تا به اتفاق هم در فیلم دیگری ظاهر شوند. ابی و شهرام که برنامه شان را به اتفاق اجرا می کنند ، در حال حاضر در جاده شهرت و محبوبیت گام برمی دارند و گویی همین موفقیت ها باعث گردید تا آنهایی که موفقیت آن دو را به ضرر خود می بینند وضعی ایجاد نمایند شاید آنها دوستی شان به هم بخورد و به اصطلاح در نیمه راه شهرت بمانند . خوشبختانه ابی و شهرام خیلی زرنگتر از این حرفها بودند و رقیبان نتوانستند سد راهشان شوند.

هفته نامه جوانان دوشنبه 26 خرداد 1354

ابی و شهرام چرا چند روز با هم  قهر بودند؟

که سعایت (سخن چینی کردن) رقیبان و بعضی از دست اندرکاران موزیک هفته گذشته کار خودش را کرد و بین ابی و شهرام برای چند روز قهر و جدایی ایجاد کرد. چندی پیش درستون شایعات نوشته بودیم موفقیت ابی و شهرام باعث شده تا عده ای در صدد ایجاد جدایی بین آنها برآیند ولی این دو خواننده زرنگ تر از این حرفها هستند و وقعی به بدگویی و سخن چینی این و آن نگذاشته اند. متاسفانه شنیدیم چندی پیش ابی قراردادی منعقد می کند و بابت اجرای دو آهنگ مبلغی دریافت می دارد . این خبر وقتی به شهرام می رسد آشفته می شود و به ابی می گوید در کار موزیک مشترک المنافع هستیم و قرار بر این بود در مورد ضبط آهنگ و ترانه نظر یکدیگر را جویا شویم . گویا همین مسئله بین آنها را شکرآب می کند و به اصطلاح بینشان دلخوری ایاد می شود. خوشبختانه این دو نفر هفته پیش در دفتر هنری یکی از دوستان با حضور شهرام ایمانی (شومن) و چند نفر دیگر از دست اندرکاران موزیک آشتی می کنند و قرار می گذارند همچنان در کارشان به اتفاق یکدیگر گام بردارند.

هفته نامه جوانان دوشنبه 21 مهر 1354

ابی بدون شهرام دچار مشکل شده است.

شهرام مدتی پیش برای معالجه عازم لندن شد و با رفتن او به تنهایی برنامه اجرا می کند . ابی و شهرام که از مدتها قبل زوج موفقی را تشکیل داده اند همه جا دوشادوش یکدیگر خوانندگی می کردند تا این که مسافرت ناگهانی شهرام، ابی را ناگزیر به اجرای برنامه به طور انفرادی کرده است . ابی فعلا همه جا با این سئوال روبرو می شود که شهرام کو ؟ چرا تنها آمده ای و ابی برای فرار از این سئوالها به محض این که به جمعی وارد می شود با صدای بلند اظهار می دارد شهرام برای معالجه به لندن رفته . بین ما اختلافی پیش نیامده به محض این که بازگشت باز هم در کنار هم خواهیم بود . شهرام که این روزها اولین فیلم سینمایی اش را به نام شب غریبان نمایش می دهند از مدت ها قبل به ناراحتی معده دچار بود و گرفتاری کاری مانع از این بود که برای معالجه خود اقدامی بکند.

 هفته نامه جوانان دوشنبه 24 آذر 1354 (عکس ابی و نوش آفرین )

هفته نامه جوانان دوشنبه اول دی 1354 

ستار ، مرتضی و ابی سه ستاره جدید موسیقی روز جلو قدیمی ها قد علم کرده اند.

به دنبال انتشار گزارش تکان دهنده سرویس هنری مجله جوانان در این باره که لیلا فروهر و نوش آفرین موفقیت و محبوبیت گوگوش را به خطر انداخته اند این هفته گزارش دیگری از سرویس هنری مجله جوانان داریم که در گروه مردان نیز ستار در ردیف اول و سپس مرتضی و ابی به شدت موقعیت و محبوبیت خوانندگان ترانه های روز نظیر عارف ، منوچهر که سالها در صدر جدول محبوبین موسیقی پاپ قرار داشتند به خطر انداخته اند و به خصوص ستار اینک محبوبترین و پرکارترین و پولسازترین خواننده موسیقی روز شناخته شده است و او از میان گروه گروه رقبایی که آمده اند و رفتند موقعیت این دو چهره معروف خاصه عارف که دو.ش به دوش گوگوش از نظر محبوبیت حرکت می کرد به خطر انداخته است.

گزارش هفته پیش

گزارش هفته پیش ما که متکی بر آمار دقیق و به خصوص آمار قسمت ارسال عکس مجله جوانان بود موجی از حیرت برانگیخت . عده ای در حالی که صدایشان از تعجب و حیرت انباشته بود از ما می پرسیدند : شما که همیشه عکس های او را روی جلد و وسط مجله چاپ می کردید چطور قصد حمله و کوبیدن او را کرده اید؟ یک نفر هم تلفن می کرد و می گفت من راستش تحت تاثیر حرفهای معترضین بودم که همه عکسها و مطالبی که شما از گوگوش چاپ می کنید آگهی است ولی رپرتاژ هفته گذشته شما این سوء تفاهم را از مغز من شست و دیدم شما دنبال سوژه هستید نه کاسبی ، و عده ای هم می گفتند ما باورمان نمی شود که این دو چهره جوان از گوگوش جلو افتاده باشند .

در گروه مردان

همانطور که در آغاز اشاره شد تغیراتی که در سال 54 در جدول خوانندگان جوان رخ داده در قسمت خوانندگان مرد نیز به وقوع پیوسته است. خوانندگان عزیز ما اطلاع دارند که عارف نیز دوش به دوش گوگوش در جدول محبوبین قرار داشت و هر سال در نظرخواهی های مجله گوگوش و عارف بین خوانندگان موسیقی روز اول می شدند. طی این چند سال ، همانطور که رقبایی برای گوگوش پیدا شدند و در هفته گذشته توضیح دادیم ، برای عارف و رقیب دوش به دوش او منوچهر نیز رقبایی پیدا شدند . از جمله کسانی که طی این سالها با عارف به رقابت برخاستند باید از روانبخش ، آغاسی ، فریدون فروغی ، کوروش یغمایی ، و چند خواننده جوان نام برد که همگی به تدریج به نوعی کنار کشیدند.

امسال وضع عوض شد

از آغاز سال جدید ، ناگهان ما متوجه تغیراتی در جدول محبوبین مرد شدیم و هنگامی که عارف با بازی در دو فیلم تجاری و کم کاری در موزیک خود را دچار تزلزل نمود ، ستار که با اجرای دو آهنگ خانه به دوش و قصه عشق موقعیتی یافته بود چهره کرد و آهنگهای جدیدی که از بهار امسال اجرا کرد ناگهان دروازه های شهرت را بروی او گشود به طوری که درخواست عکس های ستار از قسمت هابی باکس مجله جوانان بر هر خواننده ای پیشی گرفت و به دنبال ستار ، مرتضی و ابی نیز هر کدام در جدول محبوبیت و موقعیتی چشم گیر یافتند .

هفته نامه جوانان دوشنبه 22 دی 1354

چرا ابی سلف سرویس خریده

شایع است که ابی خواننده آهنگ خاتون اقدام به خرید یک سلف سرویس بزرگ و مجهز نموده است. ابی در میان جوانها تنها خواننده ای است که به فکر آینده و روزهای سکوت و رکود خوانندگی می باشد . چون مسلما با خریدن این سلف سرویس در حوالی خیابان ژاله می تواند هم به درآمد خوبی دست یابد هم آینده اش را استوارتر بسازد.

هفته نامه جوانان 27 بهمن 135۴

تو چی هستی؟      

شعر:ایرج جنتی عطایی

آهنگ:بابک بیات

خواننده:ابی

توضیح از مدیر وبلاگ: در این شماره از مجله متن کامل ترانه تو چی هستی که البته به اسم تو کی هستی منتشر شده به چاپ رسیده که گویای این مطلب است که این ترانه دراین ماه منتشر شده و با استقبال عموم هم روبرو گردیده است.

 هفته نامه جوانان دوشنبه 19 مهر 1355

تصویر ابی در کنار نوش آفرین و دمیس روسس

 هفته نامه جوانان دوشنبه 17 آبان 1355

ابی باز هم صاحب دختر شد.

ابی خواننده معروف پس از یک سال و دو ماه برای دومین بار صاحب دختری شد که نام او را سایه گذاشت. دختر قبلی ابی خاطون نام دارد که ابی به خاطر او ترانه ای هم به همین نام اجرا کرد و در صدد است برای تازه وازد بعدی هم ترانه ای با نام سایه اجرا نماید. ایرج جنتی عطایی و بابک بیات ترانه سرا و آهنگساز خاتون برای دومین فرزند ابی شعر و آهنگ سایه را خواهند ساخت . ابی در یک گفتگوی کوتاه اظهار داشت چون بچه اولم دختر بود به همین جهت علاقه زیادی به پسر داشتم و حالا که سایه به دنیا آمده خدا را شکر می کنم و دیگر دختر و پسر بودنش برایم فرقی ندارد . ابی گفت بچه حدود ساعت شش صبح قبل از این که خیابان ها شلوغ شود به دنیا آمد و هنگام تولد دو کیلو و هشتصدوپنجاه گرم وزن داشت . به هر حال با ترتیبی که ابی پیش گرفته هر چند وقت یکبار تران های به نام بچه هایش اجرا خواهند کرد و باید گفت با توجه به سال به سال بچه دار شدن او جز خوانندگان پرکاردر خواهدآمد.

توضیح از مدیر وبلاگ : متاسفانه نویسنده مطلب دچار اشتباه شده است چرا که ترانه سایه در آذر ماه 54 منتشر شده است که سند آن در مطلبی که درباره هنرمندان بی حافظه و رسالت تاریخی ما نوشته بودم آمده است.

هفته نامه جوانان  دوشنبه 24 آبان 1355

ابی و شهرام کدامیک زرنگ ترند ؟ کدام اهل سیاست هستند و کدامیک اهل معلومات عمومی

یک مصاحبه جالب و آمیخته با طنز

خبرنگار: بالاخره نفهمیدیم شما کدامیک زرنگ تر هستید ؟ راستی کدام سر دیگری کلاه می گذارید؟

ابی: به قیافه من می آید سر کسی کلاه بگذارم ؟ زیاد زرنگ نیستم ولی تا آنجا که ممکن است نمی گذارم کسی هم سرم کلاه بگذارد .

شهرام : من یه آدمی هستم که حقم را می گیرم ولی ضمنا اهل کلاه گزاری هم نیستم چون میان من و ابی حساب و کتابی وجود دارد و اگر چنین فکری هم برایمان پیش بیاید به هر دو ضرر می خورد.

خبرنگار:کسی را دوست دارید؟ اهل خانه و خانواده هستید؟

ابی: من ازدواج کرده ام . زنی خوب و مهربان دارمو ضمنا دخترم خاطون نمک زندگی ماست و در ضمن نوزاد دیگری در راه داریم پس تکلیف من روشن است.

شهرام: دلیل نمی شود که من بدون زن و بچه بی تکلیف باشم . بالاخره من هم خانواده و پدر و مادر و خواهر و برادر دارم ولی هنوز خودم را آماده ازدواج نمی بینم.

خبرنگار: اون دختر مو طلایی خوش اندام که در برنامه های تلویزیونی تان می رقصید و اداواطوار می ریخت کی بود؟

ابی: با من ارتباطی نداشتباور کنید.

شهرام:نترس ابی . اون یک دختر انگلیسی بود که با هم در لندن آشنا شدیم یک بالرین معروف و مسلط بود که بعدها دنبال من به تهران آمد مدتی با هم بودیم و چون دید نمی تواند در ایران ماندگار شود به راه خودش رفت.

خبرنگار: چرا ناگهان هر دو ریش گذاشتید؟

ابی: چون کمی تنبل هستم و در ضمن ریش هم به صورتم می آید .

شهرام: دروغ می گه . وقتی من برای فیلم شام غریبان ریش گذاشتم کلی مورد تشویق قرار گرفتم . ابی هم آمد توی خط ما.

خبرنگار:چرا دماغ خودتان را عمل نمی کنید؟

شهرام: من که دماغم زیاد بزرگ نیست؟ از این ها گذشته با همین دماغ راحت ترم.

ابی: فکر می کنم هر چیز طبیعی باشد بهتر است و از همه این ها که بگذریم تا به حال کسی به من نگفته دماغت باعث بدی صدایت می شود.

خبرنگار: اگر قرار باشد توی سینمایک نقش به شما بدهند چه نقشی را دوست دارید؟

ابی:من  که سینما را دوست ندارم چون فر می کنم بازیگری از عهده ام بر نمی آید.

شهرام : من که تا به حال دو سه فیلم بازی کرده ام می بینم نقشهای غیرمعمولی و یا به قولی غیرمتعارف را بیشتر دوست دارم.

خبرنگار:اهل سیاست هستید؟

ابی: خبرهای سیاسی را می خوانم ولی نمی خواهم در این زمینه فعالیت بکنم .

شهرام : من اصلا اهل سیاست نیستم.

خبرنگار: فکر می کنید رییس جمهور آینده امریکا چه کسی خواهد بود؟

ابی: من مطمئن هستم جرالد فورد رئیس جمهور می شود.

شهرام: نمی دانم ، چون کاندیداها را نمی شناسم.

خبرنگار: رئیس جمهور انگلستان کیه؟

ابی: تا آنجا که من خبر دارم انگلستان رئیس جمهوری نداشته است.

شهرام: مثل اینکه حکومت انگلستان مشروطه سلطنتی است و رئیس جمهوری ندارد.

خبرنگار: وزیر تعاون کیه؟

شهرام:عالیخانی شاید هم صدقیانی.

ابی:نمی شناسم.

خبرنگار:چه سیگاری می کشید؟

ابی: وینستون

شهرام:سیگاری نیستم.

خبرنگار:وینستون کیه؟

ابی: نخست وزیر اسبق انگلستان در جنگ جهانی دوم.شهرام: درسته خودش بود.

خبرنگار: الان وینستون چرچیل چه کار می کند؟

ابی:مرده

شهرام: از او خبری ندارم.

خبرنگار: اصلا غذا بلدید درست کنید؟

ابی: برنج ساده و قرمه سبزی.

شهرام:خانه داری با ابی است.

خبرنگار: تا به حال چندتا درخت کاشته یا شکسته اید؟

ابی: نه نشانده ام و نه کاشته ام .

شهرام :من هم همین طور.

خبرنگار:چند تا لباس دارید؟

شهرام:50 تا پیرهن ، 10کت وشلوار ، 5تا کفش

ابی: 2تا کفش، 5تا پیرهن،و 4تا کت وشلوار

خبرنگار: چه تخصصی دارید؟

شهرام:7ماه کنسرواتوار آزاد دیده ام.

ابی: من چون پدرم خیاط است خیاطی تخصص من است.

خبرنگار:از دختری خواستگاری کردید یا دختری از شما؟

شهرام: من هنوز به خواستگاری نرفته ام ولی اگر دختر خوبی گیرم بیاید زود ازدواج می کنم.

ابی: یکبار رفتم خواستگاری بعد هم ازدواج.

خبرنگار: تا به حال از شما شکایت کرده اند؟

شهرام:سال گذشته به خاطر سرعت زیاد خانمی از من شکایت نمود که برایم دو هفته زندان تعیین نمودند و من با پرداخت 700 تومان آزاد شدم.

ابی: تا به حال کسی از من شکایت نکرده است. ولی دو سه بار در رانندگی به خاطر ایستادن ممنوع جریمه شدم.

خبرنگار: از کسی شکایت کردده اید؟

ابی : از هیچ کس.

شهرام : یک دفعه از شخصی که مرا تهدید مینمود شکایت نمودم.

خبرنگار: تا به حال کسی به شما گفته که از صدایتان بدش می آید؟

شهرام:شاید چنین آدمی باشد ولی راستش شخصا به من نگفته است البته در این زمینه پیشنهاداتی دریافت داشته ام.

ابی: تا به حال که نه به حمدالله .اگر روزی حس کنم صدایم مورد توجه واقبال مردم نیست مسلم بدانید به کلی دست از خوانندگی خواهم کشید.

خبرنگار: بچه داری بلد هستید؟

ابی: یک مقداری، بچه را خواب می کنم ، غذا می دهم ولی دیگر عوض کردن بلد نیستم.

شهرام: همان طور که قبلا گفتم خانه داری با ابی است .

خبرنگار : چند کیلو هستید؟

شهرام: 63 کیلو

ابی: 64 کیلو درست یک کیلو بیشتر از ابی.

خبرنگار: اگر قرارباشد شما داور موزیک شوید چه خوانندگانی را انتخاب می نمایید؟

ابی: هایده، پری زنگنه، ستار، فرهاد

شهرام: ابی، فرهاد ،هایده، حمیرا

خبرنگار: ممکن است فی البداهه (اجبارا) شعری بسرایید؟

ابی:شب بود. بیابان بود. ابی بود و شهرام بود.

شهرام: دلم می خواهد هر چه دختر زیبا بود یار من بود.

خبرنگار:اگر یک روز شهردار تهران شوید چه می کنید؟

شهرام: هر چه جاده خاکی وجود دارد اسفالت می کنم .

ابی: جلوی خانه ام بلوار می زنم.

خبرنگار: اگر از خوانندگی منع بشوید چه می کنید؟

شهرام: هنرپیشه می شوم.

ابی: کارمند و یا خیاط می شود.

خبرنگار: اگر روزی رفتگر شهرداری باشید چه می کنید؟

شهرام: سعی می کنم همه آشغالها را خوب جمع کنم.

ابی: من هم.

خبرنگار: اگر سازمان رادیو تلویزیون شخصی داشتیدچه می کردید؟

شهرام: مرتب از خودم برنامه پخش می کردم.

ابی: کارتون مرتب پخش می کردم.

هفته نامه جوانان دوشنبه 8 آذر 1355

نوش آفرین و ابی در فستیوال بین المللی ترکیه شرکت می کنند.

این فستیوال مخصوص اجرای ترانه های روز است ونوش آفرین و ابی با یک ارکستر هفتاد نفره روی صحنه خواهند رفت.

نوش آفرین و ابی دو خواننده جوان ایرانی ، این هفته برای شرکت در فستیوال بین المللی آواز ترکیه راهی استانبول شدند. این فستیوال بزرگ بین المللی که برای نخستین بار در ترکیه برگزار می شود علاوه بر موزیک ، شامل سینما ، نقاشی ، مجسمه سازی و دیگر رشته های هنری نیز می گردد.

چگونگی انتخاب: حدود سه ماه پیش یک هیات 5 نفره به عنوان ژوری وارد تهران شدند و با تحقیق و بررسی روی کار و صدای خوانندگان جوان ایرانی و ملاحظه برنامه های رادیویی و صحنه ای عاقبت نوش آفرین و ابی را برای شرکت در فستیوال برگزیدند. آی فری خواننده معروف ترکیه نماینده این فستیوال در ایران می باشد  و همین خواننده دعوت نامه های رسمی فستیوال را هفته گذشته به تهران آورد و بعد با ابی و نوش آفرین راهی ترکیه شد. دو خواننده ایرانی در ترکیه  ابتدا تمرینات لازم را با ارکستر بزرگ 70 نفره انجام می دهند و بعد بر روی صحنه می روند.

مدت فستیوال حدود 5 روز می باشد و